حجم يك غشا يا دو غشا كه در اين صورت ، حركت سنگين مىگرديد ؛ و اگر تعداد آن چهار عدد بود ، جرم آن بسيار كوچك ( باريك ) مىشد و در اين صورت فايده آن منتفى مىگرديد و اگر جرم آن نيز بزرگ مىبود ، مجراى آن تنگ مىگرديد .
شريان وريدى داراى دو غشاى « 1 » رو به داخل مىباشد و در آن به وجود دو غشا بسنده گرديد ، زيرا در خصوص شريان وريدى نياز به استحكام دريچه « 2 » به اندازه نيازى كه در شريان اورتى احساس مىشود ، نيست ، بلكه نياز در شريان وريدى به سستى آن بيشتر
احساس مىشود تا تخليه گاز دودى و خون جارى به ريه توسط شريان وريدى به سهولت انجام پذيرد .
فصل سوم : تشريح شريان بالارو
شاخه بالارو ( آئورت صعودى ) از دو بخش شريان اورتى به دو شعبه جداگانه تقسيم مىشود : بزرگترين « 3 » آن دو به طرف گودى سينه « 4 » بالا مىرود ، سپس با تمايل به سمت راست به گوشت نرمِ توتى شكل « 5 » كه در آنجا قرار دارد ، مىرسد و در آنجا به سه شاخه تقسيم مىگردد : دو شاخه از آن دو شريانى مىباشند كه سباتى نام گذارى شدهاند و اين دو به سمت راست و چپ همراه با دو وريد عمقى وداج « 6 » ، كه دربارة آن سخن خواهيم گفت ،
هامش
( 1 ) دريچه ريوى (Pulmonary Valve) سوراخ ريوى را محافظت مىكند و داراى سه لت نيمه هلالى است . . . از اين سه لت نيمه هلالى ، يكى در خلف و دو تا در قدام قرار گرفتهاند . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 162 )
( 2 ) عبارت ابن سينا در قانون موافق نسخه تهران و آملى و جيلانى « احكام السكر » مىباشد ، سكر به كسر سين در لغت يعنى آب را مسدود كردن و بند آوردن و در اينجا به معناى دريچه جهت ممانعت از بازگشت خون شريانى به داخل بطن چپ قلب مىباشد .
( 3 ) شريان كاروتيد مشترك (Common Carotid Artery) .
( 4 ) در نسخه بولاق « اللثة » مىباشد كه نادرست است ، لذا طبق نسخه تهران و آملى « اللبة » كه به معناى گودى سينه و محل چسبيدن دو ترقوه است ترجمه گرديد .
( 5 ) غده توتى شكل كه اهوازى در كامل الصناعه ( ج 1 ، ص 75 ) مىگويد : غدهاى بزرگ كه در اجزاى بالاى جناغ گسترده مىباشد . . . موضع تكيه شريانهايى است كه از شريان ابهر ( اورتى ) مىآيد .
غده تيروئيد (Thyroid Gland) در گردن قرار گرفته . . . غده تيروئيد عضوى بسيار پر عروق است . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 392 )
( 6 ) وريد جوگولار (Jugular Vein) .