است « 1 » و به همين دليل شبكه شريانى زير مغز گسترده شده است « 2 » ، پس خون شريانى و روح در آن در تردّد مىباشد و پس از برخوردارى از نضج لازم و شباهت به مزاج مغز ، اندك اندك به سوى مغز رها مىگردد ، شبكه شريانى مغز در وضعيتى بين استخوان و غشاى سخت ( سخت شامه ) قرار داده شده است . « 3 »
فصل پنجم : تشريح شريان پايين رو
شاخه پايين رو ( آئورت نزولى ) از شريان ، در آغاز بطور مستقيم مىگذرد و با رسيدن به مهره پنجم ( سينهاى ) بر آن تكيه مىكند زيرا جايگاه مهره پنجم محاذى با سر قلب مىباشد و در آنجا غده توتى « 4 » چونان تكيه گاه و تقويت گاهى براى آن مىباشد تا بين آن و بين استخوانهاى پشت حايل گردد .
مرى با رسيدن شريان پايين رو به آن موضع از آن به سمت راست دور مىشود ( تا جاى عبور آن تنگ نشود ) و با آن هم جوار نمىباشد « 5 » سپس در حالى كه به پردهها آويزان است تا رسيدن به پرده حاجز ، به سوى پايين سرازير مىگردد تا شريان را در تنگنا قرار ندهد « 6 »
هامش
( 1 ) آملى مىگويد : آنچه از عبارت شيخ مىتوان فهميد اين است كه روح حيوانى به سبب حركت رو به بالاى خود و لطافتى كه در اثر غلبه دو عنصر سبك ( هوا و آتش ) كسب نموده چون از طريق شريان به آسانى به سوى مغز متصاعد مىگردد و حيات و حرارت را به مغز مىبخشد ديگر نيازى نيست كه روح در مغز منتشر باشد . ( با اين توضيح باز در عبارت ابهام ديده مىشود ) .
( 2 ) از آنجا كه در روح حركت و لطافت كه مقتضى حرارت است وجود دارد لذا براى تعديل آن شبكه شريانى در زير مغز قرار داده شد تا پيش از رسيدن به مغز ، مزاج آن معتدل گردد .
( 3 ) خون رسانى مغز توسط دو شريان كاروتيد داخلى و دو شريان مهرهاى انجام مىشود اين چهار شريان در سطح تحتانى مغز با يكديگر پيوند شده حلقه شريانى (Circulus arteriosus) را تشكيل مىدهند ، شريانهاى مغزى در فضاى زير عنكبوتيه قرار دارند . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 235 )
( 4 ) در اينجا ابهام وجود دارد كه مقصود از غده توتى كدام است اگر همان غدهاى باشد كه پيش از اين گذشت ( تيروئيد ) بايد شريان پايين رو اندكى به سوى بالا برود و يا اين غده چيز ديگرى باشد ، سيد اسماعيل جرجانى ( ذخيره ، ص 46 ) توثه را ريه خوانده است لذا مىگويد : تا نزديك مهرة پنجم از مهرههاى پشت و اين مهره برابر دل است و موضع شش آنجاست و حايل ميان شريان و استخوانهاى پشت شتر است . حكيم جيلانى ( ص 319 ) بر جرجانى خرده گرفته ، مىگويد : اين توثه غير از آن است كه پيشتر گفته شد و اشكالى هم ندارد و سيد آن را به ريه تصحيف نموده است .
( 5 ) ترجمه بر اساس نسخه آملى مىباشد .
( 6 ) جيلانى مىگويد : اين عبارت جواب اين پرسش است كه چگونه اين شريان مستقيم پايين مىرود در صورتى كه مرى مانع مىباشد . ( جامع الشرحين ، ص 319 )