رويشگاه اين قسم ( شريان وريدى ) از باريكترين بخشهاى قلب مىباشد « 1 » و ( اين رويشگاه ) در جايى قرار دارد كه وريدها در آن به سوى قلب نفوذ مىكنند . « 2 »
اين قسم بر خلاف ديگر شريانها يك لايه مىباشد « 3 » لذا شريان وريدى ناميده مىشود ، و آفرينش يك لايه آن به دليل اين است كه :
الف . نرمتر ، روانتر و قابليت باز و بسته شدن بهترى داشته باشد .
ب . قابليت بهترى نسبت به تراوش آنچه ( خون ) از آن به سوى ريه تراوش مىشود داشته باشد ، يعنى تراوش از خون لطيف بخارى كه با گوهر ريه مجانست دارد و در قلب به نهايت پختگى خود نزديك شده و ديگر به پخته شدن مجدد نياز ندارد ، « 4 » بر خلاف خون « 5 » جارى در وريد اجوف « 6 » كه به پخته شدن نياز دارد و پيرامون آن سخن خواهيم گفت ، بويژه اين كه به سبب نزديكى محل آن ( شريان وريدى ) « 7 » به قلب ، نيروى حرارت نضج يافته به سهولت بدان مىرسد .
ج . عضوى كه اين شريان در آن ضربان دارد ، عضوى « 8 » نازك و سبك است بنا بر اين ترس از آسيب هنگام ضربان در آن وجود ندارد تا استحكام را برگزيند ، لذا به اين دليل از استحكام جرم آن ( شريان وريدى ) بى نيازى احساس گرديد به گونهاى كه اين بىنيازى در مورد شريانهاى هم جوار با اعضاى سخت وجود ندارد ، و وريد شريانى « 9 » ، كه درباره آن سخن خواهيم گفت ، گرچه ( مانند شريان وريدى ) هم جوار با ريه مىباشد ولى به انتهاى
هامش
( 1 ) تا مانند جرم ريه باريك باشد .
( 2 ) يعنى نزديك به موضعى كه در آن وريدهاى شريانى پس از اريب به سوى داخل حفره قلب نفوذ مىكنند .
( 3 ) در معالجات بقراطيه و بنابر نظريه انباذقلس از دو لايه باريك به وجود آمده است . ( به نقل از شرح جيلانى ، ص 315 )
( 4 ) در صورتى كه شريان وريدى يك لايه باشد تراوش خون رقيق از منافذ آن براى تغذيه ريه به سهولت انجام مىپذيرد .
( 5 ) در نسخه آملى و جيلانى « خون آبكى جارى » در مقابل خون بخارى ( گازى ) مىباشد .
( 6 ) وريد شريانى .
( 7 ) يا محل خون ؛ يعنى منزلت اين خون به قلب نزديك است لذا نضج و بهره كافى از حرارت غريزى در قلب برده است . ( از حكيم جيلانى ، ص 315 )
( 8 ) مقصود ريه مىباشد .
( 9 ) پاسخ به اين سوال كه وريد شريانى نيز مانند شريان وريدى با ريه هم جوار مىباشد ، پس بايد يك لايه باشد در صورتى كه چنين نيست .