2 . محل خروج زوج دوم بين مهره اول و مهره دوم گردن مىباشد ؛ يعنى سوراخى كه پيشتر در مبحث استخوانها درباره آن سخن گفته شد ، بيشتر رشتههاى آن ، حس بساوايى را به سر مىرساند بدين منظور به صورت مايل بر فراز مهرهها مىرود و به سوى بخش قدامى آن خم مىگردد و روى غشاى خارجى از دو گوش گسترده مىگردد و نارسايى زوج اول در گسترده شدن و عصب رسانى كامل در اعضاى پيش رو را كه به دليل كوچكى و كوتاهى آن بود ، جبران مىنمايد ، باقى مانده اين زوج به ماهيچههاى پشت گردن و ماهيچه پهن آن مىرود و به آنها نيروى حركت مىبخشد .
3 . رويشگاه و محل خروج زوج سوم از سوراخ بين مهره دوم و سوم مىباشد و هر فرد آن به دو شاخه فرعى ( خلفى و قدامى ) منشعب مىگردد ، رشتههايى از يك شاخه ( خلفى ) آن در عمق ماهيچهاى « 1 » كه آنجا قرار دارد پراكنده مىگردد ، بويژه ماهيچه برگرداننده سر با گردن سپس به سوى خار مهرهها بالا مىرود آن گاه كه در برابر آن قرار گرفت به ريشههاى آن مىچسبد ، سپس به سوى سر آنها بالا مىرود و با رباطهاى ( باريك ) غشايى كه از اين خارها روييده آميخته مىگردد ، پس ( از آميختن ) دو شاخه عصب به سوى جهت دو گوش خم مىگردند و در غير آدمى « 2 » به دو گوش منتهى مىگردند و ماهيچههاى آن دو را حركت مىدهند .
شاخه فرعى دوم ( قدامى ) به سوى بخش جلوى صورت مىرود تا به ماهيچه پهن ( در گونه ) مىرسد ، در ابتداى بالا رفتن به دور آن رگها و ماهيچههايى مىپيچند تا از آن حمايت كرده ، باعث تقويت آن گردند ، گاه در حيوانات با ماهيچههاى گيجگاهى و گوشى نيز آميخته مىگردد ، بيشترين پراكندگى اين شاخه در ماهيچههاى هر دو گونه مىباشد .
4 . محل خروج زوج چهارم « 3 » از سوراخ بين مهره سوم و چهارم مىباشد و مانند زوج قبلى به دو شاخه قدامى و خلفى تقسيم مىشود ، شاخه قدامى آن كوچك مىباشد ، لذا
هامش
( 1 ) يعنى ماهيچههاى مهره دوم و سوم گردن .
( 2 ) مقصود حيواناتى كه داراى گوش آشكار و بلند مىباشند و با حركت دادن آن مىتوانند صدا را از جهات مختلف بشنوند .
( 3 ) عصب فرنيك (Phrenic nerve) عصب فرنيك يك شاخه بزرگ و بسيار مهم شبكه گردنى است و تنها عصب حركتى ديافراگم مىباشد . . . اين عصب با عبور از جلوى شريان سابكلاوين وارد قفسه سينه مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 254 )