تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
مىگردد و باقى آن از حجاب عبور مىنمايد و با شاخه عصب فرود آمده از بخش سوم « 1 » همراه مىگردد و آن دو در پرده‌هاى احشايى « 2 » پراكنده مىگردند و در انتها به استخوان پهن ( لگن خاصره ) مىرسد . 7 . مبدأ زوج هفتم « 3 » از حد مشترك بين مغز و نخاع « 4 » مىباشد ، بيشتر آن در ماهيچه‌هاى حركت دهنده زبان و ماهيچه‌هاى مشترك بين غضروف تُرسى ( تيروئيدى ) و استخوان لامى پراكنده مىگردد و در پاره‌اى موارد بقيه آن در ماهيچه‌هاى مجاور با اين ماهيچه‌ها پراكنده مىگردند ، ولى هميشه اين چنين نيست . « 5 »

( سبب رويش عصب حركتى زبان از اين موضع )

از آنجا كه اعصاب ديگر مغزى براى عصب رسانى ( و اعطاى حس و حركت ) به اعضاى ديگر بدن گسيل گرديده‌اند و از طرف ديگر ايجاد شكاف بيشتر در اين موضع و پايين آن شايسته نمىباشد ، بنا بر اين سزاوار اين بود كه عصب حركتى زبان از اين موضع آيد و عصب حسى آن از موضع ديگر .

فصل سوم : تشريح عصب نخاعى گردن و كانال‌هاى آن

عصب‌هايى كه از طناب نخاعى مىرويند و از مهره‌هاى گردن خارج مىگردند هشت زوج مىباشند : 1 . محل خروج زوج اول « 6 » از دو سوراخ مهره اول گردن مىباشد و تنها در ماهيچه‌هاى سر پراكنده مىگردد ، اين عصب ، كوچك و باريك است ؛ زيرا ، چنان كه در تشريح استخوان‌ها گفتيم ، رعايت احتياط در تنگى خروجى آن ضرورى مىباشد .
هامش
( 1 ) بزرگ‌ترين شاخه ( عصب واگ ) از زوج ششم . ( 2 ) مانند معده ، كبد ، طحال و كيسه صفرا . ( 3 ) عصب زير زبانى (Hypoglossal Nerve) عصب زير زبانى يك عصب حركتى است ، اين عصب از سطح قدامى بصل النخاع در بين هرم و زيتون خارج مىشود . . . . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 248 ) . ( 4 ) يعنى موضعى در انتهاى مغز و ابتداى نخاع ( بصل النخاع ) . ( 5 ) در برخى انسان‌ها چنين مىباشد . ( 6 ) عصب پس سرى كوچك (Lesser occipital) توزيع پوشش سر در خلف گوش ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 255 ) .