تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠

( علت عصب رسانى به پرده حاجز از اعصاب گردنى )

همانا براى عصب رسانى به پرده حاجز ، از عصب‌هاى نخاعى گردنى و نه از اعصاب نخاعى پايين‌تر توزيع مىشود « 1 » تا عصب از بخش مرتفع به سوى پايين سرازير گردد در نتيجه توزيع ( و حركت بخشى ) آن در پرده حاجز به بهترين وجه انجام پذيرد بويژه كه اولين مقصد آن پرده نصف كننده سينه مىباشد ، و امكان رسيدن ساير عصب‌هاى نخاعى به صورت مستقيم بدون شكسته شدن به زاويه‌اى به پرده حاجز نبود . « 2 » از طرف ديگر اگر بنا بود همه رشته‌هاى عصبى كه به سوى پرده حاجز سرازير مىشود ، از مغز فرود آيد ، مسير طولانى را بايد طى مىنمود . « 3 » محل پيوند اين رشته از عصب‌ها وسط پرده حاجز قرار داده شد زيرا اگر به جاى وسط ، به انتهايى از پرده متصل مىگشت ، ديگر پراكندگى و پخش شدن رشته‌هاى عصب به صورت عادلانه و يكنواخت انجام نمىگرفت ، يا اگر به همه جوانب پرده متصل مىگرديد ، اين نوع اتصال انحراف از مجراى طبيعى آن بود ، زيرا حركت توسط ماهيچه‌ها به سبب انتهاى آنها ( كه به عضو متصل است ) مىباشد ، سپس جوانب پرده متحرك از ناحيه پرده مىباشد ، بنا بر اين بايد ( جوانب ) انتهاى عصب‌ها قرار داده شود « 4 » نه ابتداى آن . اينك كه بايد عصب‌ها در ابتدا به وسط پرده متصل گردد ، به ضرورت بايد آويزان باشد ، پس براى حفاظت آن ( از آسيب و پارگى ) لازم است تحت حمايت و پوشش قرار گيرد ، در نتيجه به وسيله نگه دارنده‌اى محافظ كه همراهى كننده اوست از پرده نيمه كننده سينه پوشانده گرديد « 5 » و با تكيه بر آن ، بر پرده فرود آمد . « 6 »
هامش
( 1 ) با اين كه اعصاب نخاعى پايين‌تر نزديك‌تر به پرده حاجز مىباشند . ( 2 ) بلكه به صورت اريب به پرده حاجز مىرسد . ( 3 ) در اين مسير طولانى در معرض آسيب قرار مىگرفت و از تحريك بخشى به پرده ناتوان مىگرديد . ( 4 ) تا هرگاه دچار انقباض شود پرده جمع گردد و در حالت استراحت پرده انبساط يابد . ( 5 ) در وسط آن كانال عبور براى اين عصب قرار داده شد . ( 6 ) دو جمله اخير از نسخه تهران ترجمه گرديد .