سپس از آن جدا مىگردد و به سوى كام مىرود و به آن حس بساوايى « 1 » مىبخشد . اين زوج ، عصب كوچك مىباشد ولى از زوج سوم سختتر است زيرا كام و غشاى مخاطى آن از غشاى مخاطى روى زبان سختتر مىباشد « 2 » . هر فرد از زوج پنجم به دو شاخه به شكل دو لايه ( مضاعف ) منشعب مىگردد بلكه نزد بيشتر علماى تشريح هر فردى از آن در حقيقت يك زوج جداگانه از عصب محسوب مىشود ، « 3 » رويشگاه آن از دو جانب مغز مىباشد . شاخه اول « 4 » از هر زوج آن به سوى غشاى پوششى پرده صماخ گوش مىرود ، پس در همه آن پراكنده مىگردد و رويشگاه اين شاخه در حقيقت بخش مؤخر مغز مىباشد « 5 » و به وسيله اين عصب حس شنوايى منتقل مىگردد ؛ و شاخه دوم « 6 » كه نسبت به شاخه اول كوچكتر است از شكاف واقع در استخوان سنگى گيجگاه ( صدفى ) بيرون مىآيد . اين شكاف را به دليل وجود پيچيدگى زياد و پيچ و خم در مسير آن ، اعور و اعمى ( شكاف كور ) مىنامند تا بدين وسيله مسافت طولانى گردد و انتهاى آن از ابتداى آن دور شود تا عصب پيش از خروج از آن شكاف ، دورى از مبدأ را تجربه كند و به دنبال آن
هامش
( 1 ) حس در كام لامسه ( بساوايى ) مىباشد چنانچه جيلانى و اهوازى در كامل الصناعه ( ج 1 ، ص 64 ) بدان تصريح نمودهاند بر خلاف جرجانى ( ذخيره ، ص 39 ) كه حس كام را مانند زبان چشايى گرفته است .
( 2 ) زيرا زبان و پوشش روى آن به دليل حس قوىتر ( چشايى ) و حركات متنوع به نرمى بافت ، نياز بيشترى دارند .
( 3 ) حتى جالينوس مىگويد : اين دو از يك رويشگاه واحدى خارج نمىشوند بلكه هر يك ، از مبدأ جداگانه رويش مىيابند .
از اينجا و با توجه به تقسيم بندى متفاوت اعصاب مغزى نزد گذشتگان از علماى تشريح به ريشه اختلاف ايشان با تشريح جديد در تعداد زوجهاى عصب مغزى پى مىبريم ، مثلا به دليل تقارب رويشگاه ، شاخهاى از عصب شمرده شده و امروزه عصب جداگانه .
( 4 ) عصب دهليزى - حلزونى (V estibulocochlear Nerve) از دو دسته الياف حسى به نامهاى دهليزى و حلزونى تشكيل شده است هر دو قسمت از سطح قدامى مغز در بين كنار تحتانى پل و بصل النخاع خارج مىشوند اين عصب در حفره كرانيال خلفى همراه با عصب صورتى به طرف خارج رفته و سپس وارد مجراى گوش داخلى مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 245 )
( 5 ) بين كلام ابن سينا در اينجا كه رويشگاه اين عصب را « الجزء المؤخر » مىگويد و در كتاب سوم « من المقدم » بخش قدامى مغز مىگويد ، تفاوت به نظر مىآيد كه مقصود از جزء مؤخر ، بطن مغز نمىباشد . لذا براى جمع بين اين دو تعبير عبارت اسنل را يادآورى مىكنيم : هر دو قسمت از عصب از سطح قدامى مغز در بين تحتانى پل و بصل النخاع خارج مىشود .
( 6 ) عصب صورتى (Facial Nerve) دو ريشه اين عصب از سطح قدامى مغز در بين پل مغزى و بصل النخاع خارج مىشوند عصب صورتى در حفره كرانيال خلفى همراه با عصب دهليزى - حلزونى به سمت خارج رفته وارد مجراى گوش داخلى مىشود كه در قسمت خارهاى گيجگاهى قرار دارد . . . و از سوراخ نيزهاى - پستانى خارج مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 243 )