3 . مبدأ زوج سوم « 1 » حد مشترك بين جلوى مغز و عقب آن نزد قاعده مغز مىباشد « 2 » . اين زوج در ابتداى رويش ، اندكى با زوج چهارم آميخته مىباشد سپس با جدايى از آن ( هر فرد آن ) به چهار شاخه منشعب مىگردد :
الف . شاخهاى كه از محل ورودى رگ سباتى ( به كاسه سر ) - بعدا درباره آن توضيح مىدهيم - خارج مىگردد و از گردن به سوى پايين شروع به سرازير شدن مىنمايد تا از حجاب حاجز عبور مىكند و در بين اعضاى احشايى زير حجاب « 3 » توزيع مىگردد .
ب . شاخه دوم خروجى آن از شكاف واقع در استخوان گيجگاهى مىباشد و آن گاه كه از آن جدا گرديد به عصب جدا شده از زوج پنجم - كه بعدا شرح حال آن را مىگوييم - پيوند مىخورد .
ج . شاخه سوم از شكاف خروجى زوج دوم بالا مىآيد ، زيرا مقصد آن ، اعضاى واقع در جلوى صورت مىباشد « 4 » و عبور آن از خروجى زوج نخستِ تو خالى شايسته نيست ، زيرا باعث مزاحمت براى برجستهترين عصب مغزى ( بينايى ) مىشود و آن را تحت فشار قرار مىدهد در نتيجه باعث بسته شدن فضاى تو خالى عصب مىگردد . « 5 »
اين شاخه از زوج سوم آن گاه كه از خروجى خود جدا شود خود به سه زير شاخه
تقسيم مىگردد :
1 . زير شاخه اول از آن به طرف گوشه چشم « 6 » مايل مىگردد و از آن جدا شده و به سوى ماهيچههاى گيجگاهى ، ماهيچههاى جونده ، ماهيچه ابرو ، ماهيچه پيشانى و ماهيچه پلك مىرود .
هامش
( 1 ) عصب سه قلو (TrigeminalNerve) .
( 2 ) مقصود از تعبير حد مشترك بين مقدم مغز و مؤخر آن نزديك قاعده ، پل مغزى و بصل النخاع مىباشد .
( 3 ) مانند معده و رودهها .
( 4 ) محل خروجى زوج سوم نزديك و محاذى با اعضاى صورت مىباشد .
( 5 ) موجب بطلان يا كاهش بينايى مىشود .
( 6 ) گوشه چشم خارجى و كوچكتر كه به طرف گوش است .