2 . زير شاخه دوم در شكاف به وجود آمده ، نزد گوشه چشم ديگر « 1 » نفوذ مىكند
و از آن جدا شده و به اندرون بينى مىرود ، سپس در لايه پوستى پوشاننده بينى
پراكنده مىگردد .
3 . زير شاخه سوم كه زير شاخهاى كوچك نيست « 2 » و در كانال دهليزى « 3 » كه در استخوان گونه تعبيه شده ، سرازير مىگردد . اين نيز به دو شاخه فرعى تقسيم مىگردد ، يك شاخه از آن به درون فضاى دهان مىرود و در بين دندانها « 4 » توزيع مىگردد ، آن مقدار كه سهم دندانهاى آسيا مىباشد در اين بين آشكار است ، ولى سهم دندانهاى ديگر گويا از چشم پنهان مىباشد « 5 » و نيز در لثه فوقانى پراكنده مىگردد ، شاخه فرعى دوم در آنجا در سطح بيرونى اعضا مانند پوست گونه و انتهاى بينى و لب بالا پراكنده مىگردد ، اين بخشهاى عصبى ، تمامى مربوط به شاخه سوم از زوج سوم مىباشد .
د . شاخه چهارم از زوج سوم از شكاف فك فوقانى عبور مىنمايد و به سوى زبان مىرود و در لايه سطحى زبان پراكنده مىگردد و حس چشايى مخصوص زبان را به زبان مىرساند و آنچه اضافه است از تارهاى عصبى پراكنده در زبان در گوشت بن دندانهاى پايين و لثههاى آن و لب پايين پراكنده مىگردد ، بخشى از عصب كه به سوى زبان مىآيد از عصب چشم باريكتر مىباشد ، زيرا محكمى عصب چشايى و نرمى عصب بينايى با ستبرى آن ( بينايى ) و باريكى اين ( چشايى ) برابرى مىكند « 6 » .
4 . مبدأ زوج چهارم در عقب مبدأ زوج سوم ( در طول مغز ) با گرايش بيشتر ( نسبت به زوج سوم ) به سوى قاعده مغز قرار دارد و چنانچه گفتيم با زوج سوم آميخته مىباشد
هامش
( 1 ) منظور از « لِحاظ » به كسر لام در تعبير ابن سينا گوشه چشم داخلى و بزرگتر مىباشد كه به طرف بينى قرار دارد .
( 2 ) بلكه زير شاخه عصب بزرگى است كه تارهاى عصبى بسيارى از آن منشعب مىگردد .
( 3 ) » التجويف البربخى » بربخ دهليز ، مجراى واسع عبور آب را مىگويند .
آملى مىگويد : در بسيارى از نسخهها « برنجى » مىباشد كه آن را تحقيق نكردهام .
( 4 ) بين گوشت و لثه دندانها پراكنده مىگردد تا حس به دندانها داده شود .
( 5 ) موافق با نسخه تهران ، آملى و جيلانى ترجمه شد ( كالخفى عن البصر ) گويا به دليل ريز بودن آن پنهان است و با دقت و تأمل آشكار مىگردد .
( 6 ) در نتيجه در نيرو با هم برابر مىباشند .