تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
دليل ديگر بر مستقيم بودن اين است كه سفتى عصب در اعصاب حسى مطلوب نمىباشد و اين سفتى با دور شدن از گوهر مغز به سبب پيچ و خم خوردن زياد در مسير عصب رسانى به دست مىآيد ، ( و اين پيچ و خم خوردن و پيمودن مسير طولانى براى سفت گرديدن به دليل ) اين است كه دورى از شباهت به گوهر مغز در نرمى براى عصب به تدريج ( نه يك باره ) حاصل گردد ، چنان كه ( به عكس سفتى عصب ) در اعصاب حركتى بسيار مطلوب است ، بلكه هر قدر عصب نرم‌تر باشد ، براى رساندن نيروى حسى به اعضا رساتر مىباشد . « 1 » اما عصب‌هاى حركتى پس از عبور از مسيرهاى پر پيچ و خم به سوى عضو مقصد گسيل مىگردند تا با دورى از مبدأ به تدريج سفت و با استقامت گردند . هر يك از دو دسته عصب ( حسى و حركتى ) به مقدار ضرورى از سفتى و نرمى توسط گوهر رويشگاه خود يارى مىگردند زيرا بيشترين جايى كه افاده حس مىنمايد از بخش قدامى مغز فرستاده مىگردد و بخش قدامى مغز از قوام نرم ترى برخوردار است و بيشترين جايى كه افاده حركت مىنمايد از بخش خلفى مغز فرستاده مىگردد و بخش خلفى مغز از قوام سفت ترى برخوردار است .

فصل دوم : تشريح عصب مغزى و كانال‌هاى آن

هفت زوج عصب از مغز مىرويد . 1 . مبدأ زوج نخست « 2 » از درون دو بطن ( لوب ) « 3 » بخش قدامى مغز مىباشد ، درست در همسايگى دو برآمدگى « 4 » شبيه دو نوك پستان كه بوييدن بدان استشمام مىگردد ، و آن
هامش
( 1 ) شباهت زياد اعصاب حسى به گوهر مغز در بافت نرم آن باعث پذيرش و عبور بهتر حس از آن مىگردد . آملى در رد كليت اين نظر مىگويد : اين كه نرمى جنس عصب باعث سرعت پذيرش بيشتر آن مىباشد در جايى درست است كه حس در تماس با محسوس و اجزاى آن باشد و اين در خصوص حس بينايى صادق نيست . ( شرح آملى ، ص 299 ) اهوازى در كامل الصناعه بر خلاف نظر آملى ، عصب بينايى را نرم‌ترين عصب‌هاى بدن مىداند . ( ج 1 ، ص 63 ) ( 2 ) عصب بينايى (OpticNerve) . ( 3 ) دو بخش بودن چپ و راست مغز موازى با درز سهمى كاملا محسوس مىباشد بويژه بطن مقدم آن ، رويشگاه عصب بينايى از اين دو بخش مىباشد تا اين كه در صورت وقوع آسيب به يك بخش مغز ، بينايى به‌طور كلى از بين نرود . ( 4 ) طبق نسخه تهران « جوار » ترجمه شد چنانچه جرجانى نيز در ذخيره مىگويد : از پيش دماغ دو فزونى فرود آمده است چون دو سر پستان و حس بوييدن بدان باشد . . . از همسايگى هر يكى ، عصبى بيرون آمده است مجوف يعنى ميان تهى . . . . ( ذخيره ، ص 38 )