يك ماهيچه از استخوان شانه رويش مىيابد و فضاى بين استخوان حاجز « 1 » و ضلع بالايى استخوان شانه را پر مىكند و به سوى بخش فوقانى سر بازو از جانب خارجى با اندك گرايش به داخل نفوذ مىكند ، وظيفه اين ماهيچه دور نمودن ( بازو از سينه ) با گرايش به داخل بدن مىباشد .
دو ماهيچه از اين پنج ماهيچه ، رويشگاه آن دو ضلع بالايى از استخوان شانه مىباشد ، يكى بزرگ كه رشته ليفى خود را به طرف بخشهاى تحتانى از استخوان حاجز مىفرستد و فضاى بين حاجز و ضلع پايينى از شانه را پر مىنمايد و در انتها به سر بازو از جانب خارجى آن متصل مىگردد و بازو را با گرايش به سوى خارج بدن ، از سينه دور مىنمايد و ماهيچه ديگر به ماهيچه اول متصل است تا آنجا كه گويا جزيى از آن مىباشد و با آن نفوذ مىكند و مانند آن عمل مىنمايد ، با اين تفاوت كه اين ماهيچه ، تنها به بالاى شانه تعلق زيادى دارد « 2 » و پيوند اين ماهيچه به روى بازو به صورت اريب مىباشد و بازو را به سمت خارج بدن گرايش مىدهد .
ماهيچه چهارم محل فرو رفتگى « 3 » از استخوان شانه را پر مىكند و وتر آن به بخشهاى داخلى از جانب خارجى سر استخوان بازو متصل مىگردد و عمل آن ، چرخاندن بازو به سوى عقب مىباشد .
ماهيچه ديگر ( پنجم ) رويشگاه آن از جانب پايين از ضلع پايينى شانه مىباشد و وتر آن ( به سر بازو ) درست بالاى محل اتصال ماهيچه بزرگِ بالا آمده از استخوان خاصره پيوند مىخورد و عمل اين ماهيچه ، كشيدن بخش فوقانى سر بازو به سوى بالا مىباشد .
براى بازو ، ماهيچه ديگرى است كه داراى دو سر مىباشد ، لذا دو عمل ( مختلف ) و يك عمل مشترك انجام مىدهد . اين ماهيچه از پايين استخوان ترقوه و از گردن مىآيد و سر
هامش
( 1 ) مقصود از « حاجز » چنانچه پيش از اين گفته شد ، استخوان مثلّث شكل روى كتف مىباشد كه بدان عير شانه اطلاق مىگردد .
( 2 ) قرشى مىگويد : شيخ الرئيس رويشگاه اين ماهيچه را نيز زاويه بالايى شانه ذكر نمود ، ليكن بر اين باور هستم كه رويشگاه آن بخشهاى بالايى از زاويه پايين شانه مىباشد .
( 3 ) سطح قدامى اسكاپولا ( شانه ) مقعّر است و حفره كم عمق ساب اسكاپولار را تشكيل مىدهد . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 31 )