از ماهيچه منبسطكننده باشد ، زيرا در حقيقت فضاى بين دو دنده را چهار ماهيچه « 1 » تشكيل مىدهند ، گرچه ( در نگاه سطحى ) يك ماهيچه گمان مىشود ، چرا كه آنچه تصور مىشود يك ماهيچه است از رشتههاى مورب بافته گرديده ( بدين گونه كه ) بخشى از آن آسترى ( داخلى ) مىباشد و بخش ديگر پوشاننده آن ( خارجى ) و بخش پوشاننده ، قسمتى بعد از انتهاى غضروفى دنده قرار دارد و قسمت ديگر بعد از انتهاى سخت دنده قرار دارد « 2 » و رشتههاى آسترى « 3 » همهاش متفاوت با رشتههاى پوشاننده قرار دارند ، و آنچه ( از رشتههاى آسترى ) به انتهاى غضروفى دنده قرار دارد ، همهاش مخالف است با آنچه در انتهاى ديگر واقع مىباشد ، اكنون كه شكل رشتهها چهارگونه مىباشد ، پس سزاوار است كه اين ماهيچهها نيز چهار عدد باشند .
ماهيچههايى « 4 » كه در رو قرار داده شدهاند ، منبسطكننده « 5 » و ماهيچههايى « 6 » كه در زير قرار داده شدهاند منقبض كننده مىباشند ، بر اين اساس همه ماهيچههاى سينه ، هشتاد و هشت عدد « 7 » مىباشند .
دو ماهيچه كه از استخوان ترقوه به سوى سر شانه مىآيند ، ماهيچههاى سينه را كمك مىكنند ، اين دو ماهيچه ( از چپ و راست ) به دنده اول سينه متصل مىگردند و آن را به سمت بالا مىبرند ، بدين ترتيب در انبساط سينه مشاركت مىنمايند . « 8 »
هامش
( 1 ) فاصله بين دندهها را فضاى بين دندهاى مىنامند ، هر فضا داراى سه عضله تنفسى ( و يك عضله داخلىتر ) مىباشد : 1 . عضله بين دندهاى خارجىIntercostal External؛ 2 . عضله بين دندهاى داخلىIntercostal Internal؛ 3 . عضله عرضى سينهThoracis Transversus؛ 4 . عضله بين دندهاى داخلىترIntercostal Innermost .( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 98 )
( 2 ) يعنى انتهاى دندهها كه به مهرههاى پشت متصل است .
( 3 ) رشتههاى آسترى نيز مانند رشتههاى پوشاننده ، دو گونه مىباشند ليكن هر دو گونه در وضعيتى مخالف با پوشاننده قرار دارند .
( 4 ) يعنى ماهيچههاى پوشاننده ( خارجى ) .
( 5 ) با كشيدن دنده به سوى خارج .
( 6 ) يعنى ماهيچههاى آسترى ( داخلى ) .
( 7 ) زيرا تعداد ميان دندهها 22 عدد مىباشد و از ضرب 4 ماهيچه بين دندهاى در 22 ، عدد هشتادوهشت به دست مىآيد .
( 8 ) برخى بر ابن سينا خرده گرفتهاند كه چرا درباره تشريح عضلات حركت دهنده كتف در اين كتاب و در كتاب شفا سخن به ميان نياورده است ، حكيم جيلانى مىگويد : نسخههاى كتاب قانون متفاوت است در يك نسخه قديمى از قانون پس از عبارت اخير ( فتعين على انبساط الصدر ) در تشريح ماهيچههاى كتف ( شانه ) دارد :
« ما يختصّ بتحريك الكتف سبعة ازواج . . . ماهيچههايى كه به حركت دادن كتف اختصاص دارند هفت زوج مىباشند - دو زوج از پس استخوان سر ، رويش مىيابند ، يكى به بالاى كتف پيوند مىخورد و به سوى استخوان ترقوه پيش مىرود ، عمل اين ماهيچه حركت دادن كتف به سوى بالا مىباشد ، با انحراف آن به سمت سر ، ديگرى به ريشه ( پايين ) كتف پيوند مىخورد و آن را به ازاى سر بالا مىبرد . - يك زوج ديگر نيز از سوى مهره اول گردن مىآيد و به بالاى كتف پيوند مىخورد و آن را به گردن نزديك مىنمايد - زوج چهارم از استخوان لامى رويش مىيابد ، آن نيز به بالاى كتف متصل مىگردد ، و آن را به سوى بالا حركت مىدهد - دو زوج ماهيچه از زوايد خارى مهرههاى سينه و گردن رويش مىيابند و كتف را به سوى عقب و پايين حركت مىدهند - زوج هفتم از مهره كمر رويش مىيابد و كتف را به سوى پايين و جلو با رفتن به عقب مىكشد . » حكيم جيلانى در ادامه مىگويد : خدا مىداند اين بخش از تشريح از ملحقات خود شيخ الرئيس است يا از طرف شخص ديگرى اضافه گرديده است . . . ( شرح جيلانى ، ص 274 ) لازم به ذكر است كه اين بخش از تشريح در ترجمهاى قديمى از قانون نيز موجود مىباشد .