يك ماهيچه كه استخوان بازو را در خود گرفته ، دو ماهيچه بازكننده ساعد را چون آستر پوشاننده است « 1 » ، البته به واقع شبيهتر « 2 » آن است كه اين ماهيچه ( جداگانه نبوده بلكه ) بخشى از ماهيچه خم كننده اخير شمرده گردد . « 3 »
( ماهيچههاى برگرداننده )
ماهيچههاى برگرداننده ساعد يك زوج مىباشند كه يك فرد آن ، روى ساعد بين دو زند قرار داده شده است و با زند بالايى بدون وتر ( فقط با گوشت ) تماس برقرار مىنمايد و رويشگاه فرد ديگر از ماهيچه كه باريك و دراز است از بخش فوقانى سر بازو به سمت ظاهر مىباشد ، بيشتر آن در بين ساعد عبور مىنمايد و با نفوذ خود به مفصل مچ دست نزديك مىشود ، پس به بخش داخلى انتهاى زند بالايى مىرسد و توسط وترى از بافت غشايى ، بدان متصل مىگردد .
( ماهيچههاى روگرداننده )
ماهيچههاى روگرداننده ساعد يك زوج مىباشند كه بر خارج ساعد « 4 » قرار داده شدهاند : يك فرد آن ، از بخش فوقانى داخل سر بازو شروع مىگردد و به زند بالايى پايين مفصل مچ ، متصل مىشود ؛ و فرد ديگر كه از آن كوتاهتر و رشتههاى آن به پهنى متمايل است و انتهاى آن از بافت عصبى بيشترى برخوردار مىباشد ، از خود زند پايين شروع مىگردد و به انتهاى زند بالايى نزد مفصل مچ پيوند مىخورد .
فصل نوزدهم : تشريح ماهيچههاى حركتى مچ
ماهيچههاى حركت دهنده مفصل مچ دست عبارتند از :
پارهاى ماهيچه خم كننده ، پارهاى ماهيچه بازكننده ، پارهاى ماهيچه روگرداننده ، پارهاى ماهيچه برگرداننده بر عقب .
هامش
( 1 ) آن دو را در باز كردن ساعد كمك مىكند .
( 2 ) بر خلاف ديدگاه نخست گروهى از علماى تشريح كه آن را ماهيچه جداگانهاى مىدانند .
( 3 ) زيرا در واقع ماهيچه خم كننده به نيروى بيشترى نياز دارد .
( 4 ) آملى مىگويد : هر چند در نسخههاى كتاب كليات « موضوع من خارج » دارد ليكن درست آن است كه « داخل » باشد يعنى باطن ساعد زيرا كبّ ضد بطح مىباشد بنا بر اين طرز قرار گرفتن ماهيچههاى آن بايد بر خلاف قرار گرفتن ماهيچههاى بطح باشد . ( شرح آملى ، ص 278 )