يك زوج در جاى گود در كتف پنهان مىباشد و با زوج ديگرى كه از مهرة اول گردنى به سوى كتف فرود مىآيد ، پيوند مىخورد و آن دو به منزله يك ماهيچه مىگردند « 1 » و در نهايت به دندههاى آزاد « 2 » سينه متصل مىشوند .
زوج چهارم « 3 » رويشگاه آن از مهره هفتم گردنى و مهره اول و دوم از مهرههاى سينهاى مىباشد و به دندههاى جناغ سينه « 4 » پيوند مىخورد ، اين بود مجموعه ماهيچههاى
انبساطى سينه . « 5 »
( ماهيچههاى منقبض كننده سينه )
براى حركت انقباضى سينه ، ماهيچههايى وجود دارند كه برخى از آنها انقباض غير مستقيم به وجود مىآورند و آن پرده حاجز است آن گاه كه از حركت افتد ، و برخى انقباض مستقيم ايجاد مىنمايند ، از اين قبيل است يك زوج ماهيچه كه زير ريشه دندههاى فوقانى سينه كشيده شده و كار كرد آن كشيدن و جمع كردن است . « 6 »
زوج ديگرى در انتهاى دندهها قرار دارد ( از بالا ) با استخوان جناغ بين غضروف خنجرى و استخوان ترقوه چسبيده است و ( از پايين ) به ماهيچههاى مستقيم از ماهيچههاى شكم چسبيده است ، « 7 » دو زوج ديگر ، اين ماهيچه را يارى مىنمايند .
( ماهيچههاى منقبض كننده و منبسطكننده سينه )
ماهيچههايى كه دو حركت انقباض و انبساط سينه را با هم انجام مىدهند عبارتند از ماهيچههاى بين دندهاى ، ليكن نهايت دقت ايجاب مىنمايد كه ماهيچه منقبض كننده غير
هامش
( 1 ) به دليل شدت التيام بين آن .
( 2 ) مقصود پنج دنده تحتانى كه به استخوان جناغ متصل نمىباشند .
( 3 ) در نسخه بولاق و تهران زوج سوم دارد ، و نسخه آملى در ترجمه آمد .
( 4 ) دندههايى كه به استخوان جناغ متصل است و به آن « دندههاى خلص » اطلاق مىشود .
( 5 ) كه با انبساطى كه ايجاد مىنمايند فضاى بين دندهاى را توسعه مىدهند و در نتيجه باعث اتساع سينه مىگردند .
( 6 ) مقصود نزديك كردن و كشيدن دندهها به يكديگر مىباشد .
( 7 ) هرگاه دچار انقباض گردد انتهاى دندهها را به هم نزديك و جمع مىنمايد و در نتيجه سينه قبض مىگردد .