فصل بيست و پنجم : تشريح استخوان شرمگاه ( لگن خاصره ) « 1 »
دو پاره استخوان يكى راست و ديگرى چپ استخوان خاجى ، « 2 » پيوسته است و در وسط ( شرمگاه ) توسّط مفصل محكمى به هم متصل مىشوند ، اين دو به منزله پايه براى همه استخوانهاى فوقانى و در عين حال حمل كننده و جابجاكننده براى اندام تحتانى مىباشد و هر يك از اين دو استخوان به اجزاى چهارگانهاى تقسيم مىگردند :
1 . استخوانى كه در سمت خارجى قرار دارد ، استخوان حَرقفى و خاصره « 3 » ناميده مىشود ؛
2 . استخوانى كه در سمت قدامى قرار دارد ، استخوان شرمگاه « 4 » ناميده مىشود ؛
3 . استخوانى كه در سمت خلفى قرار دارد ، استخوان سرين « 5 » ناميده مىشود ؛
4 . استخوانى كه در سمت پايين داخلى قرار دارد ، استخوان حُقّه ران « 6 » ناميده مىشود ، زيرا در آن حفرهاى است كه سر كوژى ران در آن فرو مىرود بطور كلى بر استخوان شرمگاه اعضاى با اهميتى ، مانند : مثانه ، رحم ، كيسههاى منوى از نرينهها ، نشيمنگاه و مخرج قرار دارد .
هامش
( 1 ) تشريح استخوان هيپ يا بىنام (Innominateor Hip Bone) مىباشد كه از نام اجزاى آن براى نام گذارى آن استفاده مىشود مانند استخوان عانه ( شرمگاه ) و يا استخوان لگن خاصره ، كه در عنوان قانون از تشريح عانه تعبير آورده شد .
سيد اسماعيل جرجانى مىگويد : با استخوانهاى عجز ، دو پاره استخوان پيوسته است يكى از سوى راست و يكى از سوى چپ و هر دو بزرگ است و اين استخوانها را نامى خاصه نيست لكن آن موضع كه زير اوست و پهنتر است استخوان خاصره و حرقفه نيز گويند ؛ يعنى استخوان تهى گاه و آنچه فروتراست و از سوى بيرون است آن را استخوان ورك گويند ؛ يعنى استخوان سرين و آنچه سوى پيش است و باريكتر است و در وى سولاخى است آن را استخوان عانه گويند ؛ يعنى استخوان زهار و پيوستن سرهاى هر دو به يكديگر اينجاست . . . . ( ذخيره خوارزمشاهى ، ص 23 )
( 2 ) ساكروم (Sacrum) .
( 3 ) ايليوم (Ilium) .
( 4 ) پوبيس (Pubis) .
( 5 ) ورك ، ايسكيوم (Ischium) .
( 6 ) روى سطح خارجى استخوان بىنام ، فرورفتگى عميقى به نام استابولوم -Acetabulum( حقه ) وجود دارد كه با سر استخوان ران مفصل مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 37 ) .