( واريس ) مبتلا به دشوارى در حركت مىگرديد و اگر از آن كمتر مىبود مانند ساق نازكهاى مادرزادى مبتلا به ضعف و دشوارى حركت و ناتوانى از باربرى اندام فوقانى مىگرديد ، با اين همه ( كه اندازه متناسب دارد بدان بسنده نشد ) درشت نى بر نازك نى تكيه داده و بدان تقويت گرديده است « 1 » ، البته براى نازك نى
فوايد ديگرى نيز وجود دارد مانند : پوشاندن عصب و رگها در ميان خود و نيز همراهى با درشت نى در به وجود آوردن مفصل گام تا استحكام يابد و مفصل باز و تا شدن نيز
تقويت گردد .
فصل بيست و نهم : تشريح مفصل زانو
بندگاه زانو به واسطه فرو رفتن دو زايده « 2 » انتهاى ران ( در دو حفره سر استخوان ساق ) به وجود مىآيد ، كه با رباطى پيچيده بر آن دو ( زايده و حفره ) محكم شده و رباط ( ديگر ) كه در عمق حفره « 3 » بسته شده و دو رباط محكم ( ديگر نيز ) از دو طرف بسته مىباشد « 4 » جلوى دو زايده با استخوان كشكك « 5 » خوش اندام گرديده است و آن كاسه زانوست و استخوانى متمايل به گردى مىباشد ، فايده آن مقاومت هنگام زانو زدن و نشستن آويزان ( نيم خيز ) كه از پارگى و گسستگى ( رباطها ) جلوگيرى مىنمايد ، و نيز تكيه گاه براى مفصلى كه پيوسته با حركت خود بدن را جابجا مىنمايد . جايگاه اين استخوان در جلوى زانو قرار داده شد ، زيرا بيشترين فشار هنگام خم شدن متوجه اين قسمت از زانو مىباشد و به سمت عقب خم شدن شديد وجود ندارد و به دو طرف ( چپ و راست ) نيز خم شدن
هامش
( 1 ) تا بر استوارى و باربرى نيز يارى گردد .
( 2 ) به اين دو زايده كه در دو گودى سر درشت نى فرو مىرود ، جوزتان ( دو گردو ) مىگويند ( شرح جيلانى ص 243 ) .
( 3 ) يعنى سر دو زايده را در وسط دو گودىِ درشت نى محكم بسته است .
( 4 ) ) رباطٌّهاى متقاطع - (arcuateligبدن صورت كه سر يك زايده را به سمت راست گودى ساق و سر زايده ديگر را به سمت چپ گودى ساق محكم بسته است ( شرح آملى ص 243 ) .
( 5 ) استخوان كشكك جالينوس مىگويد : استخوانى است با اندك غضروفيت . كشكك ، پاتلا (Patella) يك استخوان سزاموئيد ( يعنى استخوانى كه در ضخامت يك وتر رشد مىكند ) است كه در ضخامت وتر عضله چهار سر ران قرار دارد اين استخوان مثلثى شكل است . . . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 40 ) .