فصل بيست و ششم : گفتارى مختصر در فايده پا « 1 »
خلاصه كلام اين كه فايده پا در دو چيز مىباشد :
1 . استوارى و ايستادن و اين توسط گام مىباشد ؛
2 . جابجا شدن با قامت راست و در حال بلند شدن و در حال نشستن و اين توسط ران و ساق تأمين مىگردد .
پس هرگاه گام آسيب بيند استوارى و ايستادن دشوار گردد نه جابه جا شدن مگر به اندازهاى كه جابه جا شدن به وجود استوارى براى يكى از پاها نيازمند باشد و هرگاه ماهيچه « 2 » ران و ساق پا آسيب بيند ، ايستادن آسان مىباشد ، ولى جابه جايى دشوار مىگردد .
فصل بيست و هفتم : تشريح استخوان ران
ابتداى استخوانهاى پا از استخوان ران شروع مىگردد و آن بزرگترين استخوان بدن مىباشد ، زيرا حمل كننده اعضاى فوقانى بدن و جابه جاكنندة اعضاى تحتانى آن مىباشد . انتهاى فوقانى استخوان ران گوى شكل است تا در فرورفتگى سرين به خوبى جفت گردد . استخوان ران از خارج بدن ( و جلوى بدن ) برآمده و از داخل و پشت بدن گود و قوسى ( مقصّع ) مىباشد ، بنا بر اين اگر استخوان ران راست و برابر فرورفتگى سرين قرار داده مىشد ، گونهاى كج روى « 3 » به وجود مىآمد مانند كسانى كه مادرزادى چنين مىباشند ، و علاوه بر اين اشكال ، جاى خوب و مناسبى براى نگه دارى ماهيچههاى بزرگ و عصب و رگها تعبيه نمىگرديد ، در نتيجه از مجموع آنها ( استخوان و ماهيچه و . . . ) چيز راستى به وجود نمىآمد و لذا شكل نشستن نيز به خوبى به دست نمىآمد ( مانند افراد چاق كه به
هامش
( 1 ) مقصود از پا در اين فصل مجموع ران ، ساق و گام مىباشد .
( 2 ) قيد « ماهيچه » در عبارت آورده شد زيرا اگر استخوان ران و ساق دچار شكستگى گردد استوارى و ايستادن نيز مختل مىشود .
( 3 ) حكيم آملى در معناى كج روى ( فَحَج ) مىگويد : سر گامها در راه رفتن به هم نزديك و پاشنهها از هم دور باشد ليكن حكيم جيلانى آن را فاصله بين دو زانو حدود هشت انگشت در راه رفتن تفسير نموده است ، كه همان پاى قوسى و پرانتزى مقصود مىباشد ( گزيده از جامع الشرحين ص 242 ) .