ناحيه مچ ) چون استخوانى واحد سخت به هم چسبيده و در آن بين گودى فراخ مشتركى ايجاد گرديده كه بيشتر آن در زند زيرين قرار دارد و آنچه از استخوان هر دو زند از گودى بيرون افتاده به شكل سطحى صيقلى و گوژى باقى مانده تا از رسيدن آسيبها مصون ماند « 1 » و در عقب گودى زند زيرين برآمدگى متمايل به طول خارج مىگردد كه به زودى درباره فايده آن سخن مىگوييم « 2 » .
فصل بيست و يكم : تشريح مچ
مچ دست « 3 » از استخوانهاى زيادى تركيب يافته است تا در صورت وقوع آسيب ، همه مچ را درگير ننمايد . تعداد استخوانهاى مچ هفت عدد ( اصلى ) و يك استخوان اضافه مىباشد ، هفت استخوان اصلى در دو رديف در كنار هم قرار دارند ، سه استخوان در رديف بعد از ساعد چيده شده ، زيرا اين رديف مىبايد باريكتر باشد و چهار استخوان ديگر در رديف دوم قرار گرفتهاند ، زيرا پس از آن استخوان كف و انگشتان مىباشند لذا اين رديف بايد عريضتر باشد .
استخوانهاى سه گانه رديف اول ، پلكانى چيده شده و سرهاى به طرف ساعد آن باريكتر و بسيار منسجم و به هم چسبيده مىباشند و سرهاى به طرف رديف دوم پهنتر و از انسجام و چسبيدگى كمترى برخوردار مىباشند .
استخوان هشتم ( اضافى ) در به وجود آوردن دو رديف استخوانهاى مچ نقشى ندارد ، بلكه براى حفاظت از عبور عصبى به كف دست آفريده شده است . « 4 »
هامش
( 1 ) آملى گويد : برآمدگى انتهاى زند رويين برابر انگشت شست را « كوع » نامند و برآمدگى برابر انگشت كوچك را « كرسُوع » نامند . ( شرح آملى ، ص 235 )
( 2 ) اگر زايده نيزهاى منظور باشد در انتهاى تحتانى زند رويين قرار دارد و در انتهاى تحتانى زند زيرين زايده مدور « استيلوئيد » مىباشد كه از سطح داخلى آن به سمت پايين امتداد دارد . ( نقل از ضروريات آناتومى اسنل ، ص 34 )
( 3 ) مچ محدوده بين دو زند و كف دست مىباشد .
( 4 ) رديف اول با سه استخوان به هم چسبيده و رديف دوم با چهار استخوان ، تكميل مىشوند و استخوان هشتم (Pisiform -نخودى ) بيرون از آنها براى جنبه حفاظتى در برابر انگشت كوچك قرار داده شده است .