وجود داشته باشد ، بلكه در واقع بازو در بيشتر حالات ، ثابت است و اين بخشهاى ديگر دست است كه در حركت و فعاليت مىباشد ، لذا ديگر مفصلهاى دست بسيار محكمتر از مفصل بازو بسته شدهاند .
مفصل بازو ( با كتف ) توسط چهار رباط جمع شده است : يكى رباط پهن غشايى « 1 » كه سطح مفصل را پوشانده مانند ديگر مفصلها ؛ دو رباط ديگر از زايده اخرم به سوى پايين فرود آمده ، يكى با انتهاى پهن خود سر بازو را در بر گرفته و رباط ديگر ( سوم ) كه بزرگتر و سفتتر است همراه رباط چهارم كه آن نيز از زايده منقارى برآمده به سوى پايين مىآيد و در برشى كه براى آن دو رباط مهياست ، قرار مىگيرند ، شكل اين دو رباط تمايل به پهنى دارند « 2 » بويژه هنگام تماس با بازو « 3 » . از ويژگىهاى اين دو رباط آن است كه چون آسترى براى بازو مىباشند و به ماهيچههاى انباشته بر باطن بازو متصل مىشوند .
استخوان بازو از داخل گود و از طرف خارج برآمده است تا ماهيچه ، عصب و رگهاى انباشته بر هم در آن پناه گيرند و همچنين انسان بتواند به خوبى ، چيزى را زير بغل خود حمل نمايد و نيز بتواند به بهترين حالت ، يك دست را برابر دست ديگر ببرد .
انتهاى تحتانى استخوان بازو از دو زايده به هم چسبيده تشكيل شده است زايدهاى داخلى ( انسى ) كه بلندتر و باريكتر بوده و با چيز ديگرى پيوند نخورده است ، بلكه صرفاً حفاظ عصب و رگها مىباشد و زايدهاى خارجى كه توسط تكمهاى « 4 » ، كه توصيف آن را مىآوريم ، مفصل آرنج بدان تمام مىگردد ، و بناچار ميان آن دو زايده ، شيارى به وجود مىآيد كه در دو طرف اين شيار دو گودى از بالا ( يعنى حفره فوقانى ) به سمت جلو و از
هامش
( 1 ) از ضخامت كمى برخوردار است مانند پرده اگر رباط ضخيم و سفتى بود ، بازو را از سهولت در حركت مانع مىگرديد با اين حال به خاطر پوششى كه دارد مانع از دررفتگى بازو مىگردد .
( 2 ) پهن نيست بلكه متمايل به پهنى است .
( 3 ) تا بازو را پوشش بهترى دهد .
( 4 ) كاپيتولوم (Capitulum) قسمت مدور براى مفصل شدن با سر زند رويين . ( به نقل از ضروريات آناتومى اسنل ، ص 33 )