تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
5 . رباطها ، كه از آنها ياد كرديم ، آنها نيز اجسامى شبيه به عصب مىباشند ؛ پاره‌اى از آنها به اطلاق رباط ناميده مىشوند و پاره‌اى از آنها به اختصاص به نام « عَقَب » ناميده مىشوند . آنچه از رباط ( از استخوان ) به سوى عضله كشيده مىشود ، تنها رباط گفته مىشود ، و آنچه به سوى عضله كشيده نمىشود ، ليكن در انتهاى دو استخوان مفصل قرار گرفته و اتصال ايجاد مىكند يا بين اعضاى ديگر بدن ارتباط برقرار مىكند و بين عضوى با عضو ديگر را استحكام مىبخشد ، ( با اين كه رباط است و ) بدان رباط اطلاق مىشود ، گاه به نام « عَقَب » اختصاص مىيابد « 1 » . هيچ يك از رباطهاى داراى حس نمىباشد تا از عوارض بسيار ناشى از حركت ( عضله‌ها ) و اصطكاك ( مفاصل ) دچار آسيب نگردد ، « 2 » فايده رباطها از آنچه گذشت روشن گرديد . 6 . شريان‌ها ( سرخ رگ‌ها ) ، رگ‌هايى كه از قلب مىرويند ، تو خالى و در طول بدن امتداد مىيابند ( تا به همه اعضا ، روح حيوانى را رسانند ) ، بافتى عصبى دارند ( لذا نرم و انعطاف پذير مىباشند ) ، و از گوهرى رباطگونه نسج يافته‌اند ( تا در برابر حركت‌هاى پيوسته و شديد استحكام كافى داشته باشند ) . شريان‌ها از دو حركت انبساطى و انقباضى برخوردارند كه بين آنها با سكون‌هايى جدايى حاصل مىگردد . « 3 » آفرينش شريان‌ها براى رساندن هوا به قلب و تخليه بخار دودى از آن ، و رساندن روح حيوانى به همه اعضاى بدن به فرمان خداوند مىباشد . 7 . وريدها ( سياه رگ‌ها ) ، شباهت به شريان‌ها دارند . « 4 » با اين تفاوت كه از كبد مىرويند و بدون ضربان مىباشند . آفرينش وريدها براى رساندن خون به همه اعضاى بدن مىباشند . « 5 »
هامش
( 1 ) عَقَب ، عصبى است كه از آن وترها ساخت مىگردند . . . با گوشت آميخته و از آن پاك مىگردد . . . كمان را با اين رشته از رباط محكم مىكنند ( گزيده از لسان العرب ، ماده عقب ) ، در تشريح ، به برخى از رباطٌّهاى بدن مانند رباطٌّهاى اطراف مهره‌ها و . . . عقب اطلاق مىشود . ( 2 ) علاوه بر حكمتى كه گفته شد به دليل عدم رويش رباطٌّها از مغز و رويش آنها از استخوان‌ها مىباشد . ( 3 ) بين دو حركت متضاد ( دم و بازدم ) وجود سكون ضرورت دارد . ( 4 ) مانند شريان‌ها ، بافتى عصبى ، توخالى ، و در طول بدن امتداد دارند . ( 5 ) غالباً اين چنين است ولى ماساريقا كه براى جذب غذا از معده و روده‌ها به سوى كبد مىباشد ، و بربخ كه براى تخليه آب از كبد به سوى كليه است ، و حالب نيز كه براى دفع ادرار به مثانه مىباشد ، نوعى وريد محسوب مىشوند .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 366 | أبو علي سينا / عليرضا مسعودى