تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
در بدن مىباشد ، ليكن خلط ، گوهرى است كه از خوردنى و نوشيدنىِ غذا دهنده ، به دست مىآيد . معناى سخن ما كه مىگوييم « غذا دهنده » ؛ يعنى آن بالقوه ( نه بالفعل ) با بدن سنخيت دارد و آنچه بالقوه با بدن انسان شباهت دارد ، جسم آميخته است نه بسيط و حال اين كه آب ، جسمى بسيط مىباشد . « 1 » باور بعضى از مردم كه توانايى بدن ، ناشى از زيادى خون و ناتوانى آن در اثر كم خونى مىباشد ، نادرست است ، بلكه اعتبار در خصوص توانايى و ضعف بدن به ميزان بهره گيرى « 2 » درست از خون ، يعنى استفاده بهينه و شايسته از خون ، بستگى دارد . « 3 » بعضى نيز بر اين پندارند كه با افزايش و كاهش خلطها در بدن ، تا زمانى كه نسبت بين مقادير هر يك از آنها نسبت به ديگرى « 4 » به حسب اقتضاى بدن انسان ، رعايت گردد ، بدن در تندرستى به سر مىبرد ، اين نظريه نيز نادرست است ، زيرا علاوه بر حفظ نسبت موجود بين خلطها و برقرارى تعادل ميان آنها ، بايد مقدار معين و مقتضى از هر خلط نيز مراعات شود ( پس براى حفظ صحت و تندرستى ، بايد مقدار نسبى و نفسى اخلاط در بدن رعايت شود ) .
هامش
( 1 ) آب خالص عنصرى ، بدون هيچ املاح و امتزاجات مراد مىباشد ، البته در اين بيان نوعى مناقشه ديده مىشود و آن خلط بين آب عنصرى و آب خارجى مىباشد . ( 2 ) رُزء در تعبير ابن سينا يعنى چگونگى ارتزاء ( بهره بردن ) بدن از خون و اين در صورتى است كه در بدن اختلال نباشد و در مجارى آن انسداد نباشد . ( 3 ) صرف افزايش خون در بدن باعث توانايى و تندرستى نمىباشد ، زيرا افزايش خون در بدن و رگ‌ها ، علاوه بر امتلا و سنگينى و ايجاد خستگى و كسالت در بدن ، طبيعت بدن را از تصرف كامل بر خون و استحاله آن به گوهر بافت اعضا و تغذيه آنها ، بازمى دارد ، لذا باعث بروز ضعف و بيمارى در بدن مىگردد . ( 4 ) درباره تعيين مقدار هر يك از اخلاط با يكديگر ، نظرات گوناگونى ارايه شده برخى بر اساس زمان فترت تب‌ها محاسبه نموده‌اند مثلًا فترت تب بلغمى ( يعنى مدت زمان تجمع خلط بلغم و قبل از اشتعال آن كه به نوبه تعبير مىشود ( 6 ساعت مىباشد و فترت تب صفراوى 36 ساعت ، پس بلغم مدت زمان كوتاه ترى تجميع مىگردد ، در نتيجه مقدار آن در بدن به مراتب بيشتر از صفراء مىباشد يعنى نسبت يك ششم ، بنا بر اين پس از خون بلغم و سپس صفراء و سوداء بيشترين اخلاط را تشكيل مىدهند آملى شارح قانون ، ص 143 مىگويد : همه اين مطالب يقينى نيست و صرف حدث و گمان مىباشد . داود انطاكى در تذكره ، ص 11 مىگويد : درست در نظر من اين است كه نسبت بين اخلاط در بدن ثابت نمىباشد و در واقع تابع نوع غذايى است كه مصرف مىشود ، مثلًا اگر گوشت جوجه و زرده تخم مرغ خورده شود بيشتر آن خون ، سپس صفراء ، سپس بلغم مىگردد .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 348 | أبو علي سينا / عليرضا مسعودى