به سمت كبد جذب مىگردد ؛ ماساريقا ، به رگهاى باريك « 1 » و محكمى مىگويند كه به طول همه رودهها « 2 » پيوند خورده است .
آن گاه كه كيلوس در ماساريقا ريخته شد ، از طريق رگى به نام باب كبد ، « 3 » در كبد نفوذ مىنمايد ؛ يعنى در اجزا و شعبههاى باب كبد « 4 » كه درون كبد ريز و باريك مانند مو ، پراكنده مىباشد « 5 » و از طرف ديگر با دهانه ريشهاى رگ بيرون آمده ( وريد اجوف ) از جانب محدّب كبد ، در تماس است . كيلوس در مجارى تنگ كبد ما « 6 » عبور نمىكند مگر به مدد آميخته شدن با آبى كه بيشتر از نياز بدن نوشيده مىشود ، پس هرگاه بخش لطيف كيلوس در رشته رگهاى كبدى ، پراكنده گردد ، گويا تمامى كبد با تمامى كيلوس تماس يافته است ، از اين رو فعل كبد در كيلوس از شدت و سرعت بيشترى برخوردار خواهد بود و در اين زمان كيلوس پخته مىگردد ( هضم كبدى ) .
از مثل اين كيلوس در هر پخت كبدى ، چيزى مانند كف و چيزى مانند دُردى حاصل مىگردد و چه بسا چيزى مايل به سوخته ، اگر در پختن زياده روى شود يا چيزى مانند خام ، اگر در پختن قصور شود ، حاصل مىگردد .
هامش
( 1 ) تا كيلوس غليظ از آن عبور نكند و باعث سده در كبد نگردد .
( 2 ) از تعابير ابن سينا استفاده مىشود كه عروق ماساريقا از اواخر معده ( بواب ) تا انتهاى رودهها ( راست روده ) قرار دارد ، ليكن بيشترين اتصال آن به روده اثناعشر مىباشد زيرا به باب كبد نزديك مىباشد ، ابن سينا در كتاب امراض در تشريح كبد مىگويد : ماساريقا كيلوس را اندك استحالهاى به خون مىدهد زيرا در ماساريقا نيروى گوارشى از جانب كبد وجود دارد .
( 3 ) وريد بابcm .5 طول دارد و از يكى شدن وريدهاى مزانتريك فوقانى و . . . به وجود مىآيد ، اين وريد از خلف اولين قسمت دوازهه به طرف بالا و راست رفته وارد چادرينه كوچك مىشود . . . وارد ناف كبد مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 206 )
( 4 ) سينوزوئيدهاى كبدى مسطح و منشعب كه بين صفحات كبدى قرار گرفتهاند . ( فيزيولوژى پزشكى گايتون ، ج 3 ، ص 1897 )
( 5 ) سيستم وريدى باب به صورت شبكه موى رگى از اعضايى كه خون خود را به اين سيستم تخليه مىكنند ، شروع شده و به عروق موى رگ مانندى به نام سينوزوئيدهاى كبدى ختم مىگردد . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 206 )
( 6 ) طبق نسخه بولاق و تهران ( فينا ) يعنى در ما انسانها ، زيرا مجارى كبدى انسان نسبت به ساير حيوانات تنگ مىباشد .