تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
ايفا مىكند ، سپس به اندازه‌اى كاهش پيدا مىكند كه هيچ يك از آن دو جنبه را تأمين نمىنمايد ، پس براى كفايت دستِ كم يكى از آن دو جنبه ، لازم است اين رطوبت در حد متوسط باشد ، و ممكن نيست كه نمو را تأمين كند ولى حفظ حرارت غريزى ننمايد ، چگونه چيزى افزوده گردد ولى اصل آن ( حرارت غريزى ) حفظ نگردد ، پس بايد حرارت غريزى حفظ گردد و رشد متوقف گردد ، و اين همان سن و مزاج جوان است . اما ديدگاه گروه دوم طبيبان ، كه رشد و نمو صبيان را تنها به سبب رطوبت مىدانند ، و براى حرارت نقشى قايل نمىباشند ، نادرست است ، زيرا رطوبت ، ماده رشد است و ماده به خودى خود تأثيرپذير و تخلّق پذير نمىباشد ، بلكه بايد نيروى فاعلى در آن عمل نمايد و نيروى فاعلى در اينجا نفس يا طبيعت ، به فرمان خداى متعال است و عملكرد طبيعت يا نفس نيز به وسيله ابزارى به نام حرارت غريزى ، است . همچنين ديدگاه ديگر آنان ، كه نيروى اشتها در صبيان را تنها ناشى از سرد مزاجى ايشان مىدانند ، نادرست است ، زيرا اشتهاى تباه ، كه از سردى باشد ، هرگز گوارش نيافته و در فرايند تغذيه آنان قرار نمىگيرد ، در حالى كه گوارش در آنان بيشتر مواقع به بهترين وجه ممكن ، انجام مىگيرد ، اگر چنين نبود بيشتر از آنچه از بدن تحليل رفته ، جايگزين نمىگرديد تا اين كه رشد تداوم يابد ، ولى گاه صبيان به دليل پرخورى و بىنظمى در غذا خوردن ، و تناول چيزهاى نامطبوع و مرطوب ، و انجام حركات تباه كننده ، روى غذا ، دچار بدى گوارش مىشوند ، لذا در بدن ، بويژه ريه آنان ، مواد اضافى بسيارى انباشته مىگردد و به پاكسازى بيشترى نياز دارند ، و ( به دليل وجود گرمى در مزاج آنان ) تنفّس « 1 » آنان سرعت و تواتر بسيارى دارد ، ولى عظيم نيست ، زيرا نيروى صبيان تمام نمىباشد .
هامش
( 1 ) در نسخه بولاق « نبض » دارد كه طبق نسخه تهران ، آملى و جيلانى تنفّس ترجمه شد زيرا با توجه به ادامه مطلب كه درباره ريه است مناسب‌تر مىباشد ، يعنى به دليل تجمّع مواد اضافى و عفونى در ريه آنان ، و نرسيدن هواى كافى دچار تنگى نفس و تواتر و سرعت در تنفّس مىشوند ، و به همين علت ( تنگى نفس ) تنفسِ عظيم ، ندارند .