كمتر است ، و گرمى مزاج جوانان از حيث مقدار كمتر ، ولى از حيث كيفيت و شدت
بيشتر مىباشد .
توضيح آنچه وى مىگويد : تصور كنيد حرارت معينى ( مانند : حرارت خورشيد ) كه در مقدار يكسان است يا يك جسم گرم لطيف ( مانند : آتش معينى ) را كه در كميت و كيفيت يكسان است ، آن گاه آن حرارت را يك بار در گوهرىتر و بسيار ، مانند : آب ، منتشر شود و بار ديگر در گوهرى خشك و كم ، مانند : سنگ ، پس از آن چنين مشاهده مىشود كه گرماى گوهر آبى ، كميت بيشترى دارد و سوزش و كيفيت ملايمتر ، ولى گرماى سنگ ، كميت كمترى دارد و از سوزش و كيفيت بيشترى بر خوردار است .
بر همين اساس ، وجود گرما در مزاج صبيان و جوانان را قياس كنيد ، زيرا صبيان از نطفه بسيار گرم كه هنوز عوامل كاهش دهنده بر آن عارض نشده ، متولد شدهاند ، لذا كودك در مسير بزرگ شدن و پيمودن مدارج رشد ، در تلاش مىباشد ، و هرگز در روند رشد ، متوقف نشده چه رسد به بازگشت ، ولى در جوان سبب افزاينده حرارت غريزى وجود ندارد و نيز علتى كه باعث كاهش و خاموشى حرارت شود ، به وجود نيامده است ، بلكه آن حرارت با رطوبتى اندك در كميت و كيفيت نگه دارى مىشود ، تا وارد دوره انحطاط و كهولت گردد ، البته اين رطوبت اندك در جوانان براى حفظ حرارت غريزى كافى مىباشد ، ولى نسبت به زمان رشد در صبيان اندك است ، گويا اين رطوبت ( غريزى ) در ابتدا به اندازهاى بوده كه هر دو جنبه يعنى حفظ حرارت غريزى و افزايش رشد را تأمين نمايد ، ليكن در ادامه به اندازهاى كاهش مىيابد كه تنها يكى از آن دو جنبه را ( حفظ حرارت غريزى )
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٢٣