3 . ترعرُع ، سن پس از استحكام اعضا و روييدن دندانها ، و پيش از بلوغ ؛
4 . نوجوانى و بلوغ ، تا زمانى كه موى در صورت سبز شود ؛
5 . فتى ( اول جوانى ) ، اين سن تا زمانى است كه رشد و نمو متوقف گردد .
مزاج سن صبيان ، يعنى : طفوليت تا انتهاى سن تازگى ، از حيث گرمى مانند اعتدال است ، و از حيث ترى زياده بر اعتدال مىباشد . « 1 »
اختلاف طبيبان درباره مزاج كودك و جوان
بين طبيبان گذشته در خصوص گرمى مزاج كودك و جوان ، « 2 » اختلاف نظر وجود دارد :
گروهى از آنان مىگويند : گرمى مزاج كودك شديدتر است ، لذا رشد و نمو بيشتر و افعال طبيعى ايشان از قبيل ، اشتها و گوارش بيشتر و دايمىتر مىباشد .
ديگر اين كه حرارت غريزى گرفته شده از نطفه در صبيان ، متراكمتر و تازهتر است . « 3 »
گروه ديگرى از طبيبان مىگويند : گرمى غريزى در مزاج جوانان به مراتب قوىتر مىباشد ، زيرا خون ايشان ، بيشتر و با قوامتر است ، لذا بيشتر و شديدتر دچار خون دماغ مىگردند ، و دليل ديگر بر آن ، تمايل زياد مزاج آنان به صفراويت است ( و لذا مزاج گرم ترى دارند ) و حال اين كه مزاج صبيان به بلغم گرايش بيشترى دارد ؛ و ديگر اين كه جوانان حركات بدنى قوى ترى از خود بروز مىدهند و حركت از گرمى ناشى مىباشد ؛ و دليل ديگر ، قدرت گوارش و هضم جوانان است و اين نيز از گرمى مزاج آنان حكايت مىنمايد ؛ اما اشتها ( عدم اشتها در جوانان ) لازمه گرمى مزاج نيست ، بلكه اشتها از سردى
هامش
( 1 ) تعبير ابن سينا درباره مزاج صبيان « كالمعتدل » است ، يعنى مانند معتدل ، زيرا در واقع گرم مزاج هستند ، و درباره ترى نيز مىگويد : كالزايد ، مانند زايد بر اعتدال ، تا با تعبير در گرمى هم آهنگ باشد .
( 2 ) چنان كه ملاحظه مىشود الفاظ در اين بحث موافق با مصطلح طبيبان مىباشد كه با معانى عرفى متفاوت است . به سن تا سى سالگى حداثت اطلاق شد كه بخشى از آن سن صبا بود و در اينجا صبيان به همه سن حداثت اطلاق گرديد . لفظ شاب « جوان » يعنى سن متوقفين از رشد كه بين سى تا چهل سالگى مىباشد .
( 3 ) متراكمتر ، يعنى گرمى اوليه ناشى از نطفه با تحليلها و استفراغهاى عارض بر بدن از يكديگر جدا نشده ، و تراكم خود را نگه داشته است ، لذا از شدت زيادى برخوردار مىباشد و تازهتر ، يعنى به تولد وى نزديكتر است .