اين ترتيب در مزاج اعضاى بدن توسط جالينوس ابداع شده است ( وى در اين طبقه بندى ، ريه را از كبد مرطوبتر ذكر كرده است ) ، ولى بايد توجه داشته باشيد كه « ريه » در گوهر و سرشت خود رطوبت زيادى ندارد ، زيرا هر عضوى در مزاج غريزى و ذاتى خود ، شباهت به نوع غذايى دارد كه از آن تغذيه مىكند ، و در مزاج عارضى خود شباهت به خلطى دارد كه در آن عضو ، افزايش يافته است ، ( با عنايت به اين نكته ) ريه ، عضوى است كه از گرمترين خون و از آنچه بيشتر آن آميخته با صفراست ، تغذيه مىكند ( لذا به دليل اين گرمى ، ريه نمىتواند از كبد مرطوبتر باشد ) ، و جالينوس خود اين نكات را به ما تعليم داده است ، ( پس اين رطوبت زياد ريه ، ذاتى و سرشتى نمىباشد بلكه ) گاه در اثر بالا رفتن بخارها از بدن ( از سمت پايين ) و ريزش نزله و رطوبتها ( از بالا ) « 1 » رطوبت زايد بسيارى در ريه تجمع مىكند ، « 2 » بنا بر اين كبد به لحاظ رطوبت ذاتى و غريزى ، از ريه بسيار مرطوبتر مىباشد ، و ريه نم پذيرى بيشترى از كبد دارد ، گر چه تداوم اين امر ، گاه باعث مرطوبتر شدن ريه در گوهر خود نيز مىگردد .
اين چنين بايد به نسبت رطوبت و ترطيب ( رطوبت دهى ) بلغم و خون پى برد ، زيرا رطوبت دهى بلغم ، در بيشتر موارد « 3 » به طريق نم بخشى به اعضاى بدن مىباشد ، و رطوبت دهى خون به طريق ثبات و رخنه در بافت عضو مىباشد ( به گونهاى كه با عضو متغذى يكى مىگردد ) « 4 » . تحقيق بر آن است كه بلغم طبيعى آب گونه ، « 5 » در ذات خود رطوبت بيشترى ( نسبت به خون ) دارد ، ( لذا در فهرست پيش از خون آورده شد ) زيرا خون
هامش
( 1 ) در بيمارىهاى نزلهاى ، تصاعد بخارات زياد از بدن در اثر نارسايى در گوارش بدن ، و تبديل آن به نزله در اثر سردى خارج از اعتدال مغز و ريزش آن به اعضاى ضعيف بدن باعث به وجود آمدن طيف گستردهاى از بيمارىها مىگردد به همين دليل در طب از « نزله » به أُم الأمراض ياد مىشود .
( 2 ) ريه در قفسه سينه ، عضوى نرم و متخلخل بوده و مانند اسفنج ، رطوبتها را به خود جذب مىكند .
( 3 ) گاه خلط بلغم نيز مانند خون جزء بافت عضو قرار مىگيرد ؛ مانند : تغذيه مغز كه به وسيله خون با بلغم ، انجام مىشود .
( 4 ) خون و بلغم به دو اعتبار از يكديگر مرطوبتر مىباشند ، بلغم به اعتبار نم بخشى به اعضاى بدن ( رطوبت ظاهرى ) و خون به اعتبار نفوذ در گوهر و بافت اعضا ( رطوبت درونى ) .
( 5 ) قيد مائى ( آب گونه ) در عبارت توضيحى براى بلغم طبيعى مىباشد نه نوعى از بلغم ، زيرا بلغم در طبيعت همانند آب است .