تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
طبيب ، و به انسان ، معتدل‌ترين مزاج كه در اين جهان امكان دارد با تناسب و سازگارى با نيروهايى « 1 » كه به وسيله آن فعل و انفعال انجام مىدهد ، عطا فرمود ؛ و هر عضو از بدن انسان را مزاج لايق آن بخشيد ؛ بر اين اساس ، عضوى را گرم‌تر و عضو ديگر را سردتر و ديگرى را خشك‌تر و ديگرى را مرطوب‌تر قرار داد .

گرم‌ترين اعضاى بدن

گرم‌ترين اعضاى بدن به ترتيب عبارتند از : 1 . روح ، و قلب كه سرچشمه آن است « 2 » ؛ 2 . خون ، هر چند در كبد به وجود مىآيد ، ولى به علت ارتباطش با قلب از گرمى برخوردار است ، كه كبد از آن بىبهره مىباشد « 3 » ؛ 3 . كبد ، زيرا مانند خونِ بسته است « 4 » ؛ 4 . ريه « 5 » ؛ 5 . گوشت ، از كبد ، گرمى كمترى دارد ، زيرا با رشته‌هاى عصب سرد ، آميخته است « 6 » ؛ 6 . ماهيچه ، از گوشت خالص ، « 7 » گرمى كمترى دارد ، زيرا با عصب و رباط آميخته است ؛
هامش
( 1 ) قوا و نيروهاى موجود در بدن كه با آن افعال و حركات از انسان صادر مىگردد ؛ مانند : جاذبه ، ماسكه ، هاضمه ، دافعه ، حافظه ، و . . . . و قوايى كه بدان انفعال ( واكنش ) به وجود مىآيد ؛ مانند : شادى ، ترس ، خشم ، و . . . ( 2 ) روح حيوانى ، به دليل سرعت حركت و نفوذش در بدن ، لطيف‌ترين و سبك‌ترين عضو در بدن مىباشد ، و اين لطافت و سبكى روح لازمه گرمى جوهر آن است و قلب نيز كه سرچشمه روح در بدن مىباشد ، ( زيرا قلب خون را با پالايش و تلطيف ، به روح حيوانى تبديل مىكند ) عضوى گرم است ، و با توجه به عطف قلب ، به روح با « واو » ، آن دو از لحاظ گرمى در نظر ابن سينا برابر مىباشند . ( به نقل از آملى ، ص 83 ) ( 3 ) همه خونى كه از كبد جدا مىگردد به نوعى با قلب در ارتباط است ، بعضى با واسطه شريان‌ها و از آنجا كه شريان با وريد در مصاحبت مىباشد زيرا بين آنها منافذ وجود دارد لذا خون وريدى نيز از حرارت قلبى كه در شريان‌ها وجود دارد بهره‌مند مىگردد دليل بر وجود منافذ آن است كه با فصد يك رگ وريدى همه خون شريانى نيز تخليه مىگردد . ( گزيده از تحفه سعديه ، ص 131 ) ( 4 ) لذا از گرمى كمترى نسبت به خون برخوردار مىباشد كه منعقد گرديده است . ( 5 ) در نسخه‌هاى ( تحفه سعديه ، آملى ، جيلانى و تهران ) از « ريه » در عداد اعضاى گرم نامى برده نشده است . ( 6 ) در نسخه تهران ، ص 9 » انما يقصر عن الكبد لما يخالطه » دارد كه در ترجمه آمد . ( 7 ) گوشت خالص ( مفرد ) صرفا تصور ذهنى است و در خارج محسوس نمىباشد .