چگونگى پيدايش بيمارى با سوء مزاج مادى
بدان كه سوء مزاج با ماده ، گاه به يكى از دو حالت ، باعث بيمارى عضوى در
بدن مىگردد :
1 . گاه عضو در ماده ( خلط ) فرو رفته و بدان آغشته مىگردد ، « 1 » ) سطح عضو را
در بر گرفته )
2 . گاه ماده در مجارى و فضاهاى خالى بدن ، حبس مىگردد و چه بسا اين احتباس و دخالت آن ماده در عضو ، باعث تورّم در آن گردد ، و گاه ( ماده به اين اندازه نبوده ) ايجاد تورّم نمىكند . « 2 »
اين بود گفتارى پيرامون مزاج . البته طبيب بايد از جانب دانشمند طبيعى آنچه براى وى روشن نيست ، بنا بر اصل پيش فرض بپذيرد .
فصل دوم : مزاج اعضا
آفريدگار بزرگ ، هر حيوان و هر عضوى از آن را ، مزاج شايستهاى عطا فرمود ، كه آن بهترين مزاج براى انجام كارها و حالات وى به اقتضاى پذيرش امكانى ( و ظرفيت وجودى ) « 3 » او مىباشد ؛ تحقيق در حقيقت اين نظريه به عهده فيلسوف است نه شخص
هامش
( 1 ) درباره نفوذ ماده خلطى در اعضا در قسمت اول ، شيخ الرئيس از دو تعبير منتقَع و مبتلّ استفاده نمود ؛ منتقع يعنى ماده در عضو رسوخ نمايد و عضو در آن خيسانده گردد و مبتلّ يعنى ماده به قشر سطحى عضو بچسبد لذا هر منتقع ، مبتل مىباشد ولى لزومى ندارد هر مبتل ، منتقع نيز باشد .
( 2 ) همه اقسام سوءمزاج يا همه بدن را در بر مىگيرد و آن را از اعتدال خارج مىكند مانند : تب دق در سوءمزاج گرم ساده و استرخا در سوءمزاج سرد مادى و . . . يا تنها يك عضو را از اعتدال خارج مىكند مانند : صداع احتراقى در سوءمزاج گرم ساده و ورم بلغمى در سوءمزاج سرد مادى و . . . .
( 3 ) پذيرش امكانى يعنى آنچه براى ممكن الوجود اقتضا مىشود .