( 1 ) مأمون گفت : پس ولايتعهدى مرا قبول كن ، حضرت فرمود با شروطى اين را مىپذيرم .
مأمون گفت شروط شما چيست ؟
امام رضا فرمود : شرط من اينست كه در هيچ امرى از امور سياستى و حكومتى مداخله نكنم ، و در عزل و نصب حكام و فرمانداران دخالتى نداشته باشم و از اوامر و نواهى بر كنار باشم .
مأمون شروط را پذيرفت .
ياسر گويد : در يكى از اعياد مأمون به امام رضا ( ع ) گفت : اينك روز عيد است ، سوار شويد و امامت نماز عيد را به عهده گيريد ، و براى مردم خطبه عيد را بخوانيد .
حضرت رضا در جواب مأمون فرمود خود ميدانى كه من پيشنهاد شما را با شروطى پذيرفتم و يكى از آن شرطها عدم شركت در اين گونه مراسم است .
مأمون بار ديگر پيام فرستاد من در نظر دارم مردم مطمئن گردند و دل آنان به تو مايل شده و فضل تو را بشناسند .
مأمون با سماجت تمام انجام اين عمل را از آن جناب خواستار شدند ، حضرت فرمود من دوست دارم كه مرا از اين كار معذور بداريد و اگر چنانچه اصرار دارى من مانند جد خود رسول خدا ( ص ) نماز عيد را خواهم خواند .
مأمون گفت : هرطور كه در نظر دارى انجام بده .
ياسر گويد : هنگامى كه اعلام شد حضرت رضا براى نماز عيد به مصلى تشريف مىبرند ، مردم مرو در كنار راهها نشستند و منتظر تشريف فرمائى آن جناب شدند .
زنان و كودكان پشت بامها در انتظار مقدم او بودند ، تمام فرماندهان لشكر و
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٩٩