( 1 ) باب پنجم در وقايع بين حضرت رضا ( ع ) و مأمون
( 2 ) 1 - ياسر خادم و ريان بن الصلت گويند : پس از اينكه مأمون بر اوضاع و احوال مسلط شد و برادرش امين كشته گرديد نامهاى براى حضرت رضا ( ع ) نوشت و از آن جناب دعوت كرد كه به خراسان تشريف فرما شوند ، حضرت رضا ( ع ) به جهات و عللى از اين پيشنهاد استقبال نكردند .
مأمون بار ديگر درخواست خود را تكرار كرد و اصرار نمود كه بايد به طرف خراسان حركت كند ، حضرت رضا چون اصرار مأمون را در اين مورد مشاهده كرد دانست كه وى دست بردار نيست ، و ناچار درخواست او را اجابت كرد و عازم سفر خراسان گرديد .
مأمون از آن جناب خواست كه از طريق بصره و اهواز و فارس به خراسان بيايند و از طريق كوفه و بغداد و قم عبور نكنند .
حضرت رضا ( ع ) پس از اينكه وارد مرو شد مأمون پيشنهاد كرد كه خلافت را بپذيرد امام رضا به شدت با اين تقاضا مخالفت نمود .