تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
( 1 ) رجال مملكت و بزرگان لشكر چون مشاهده كردند حضرت رضا پا برهنه حركت مىكند ، آنان نيز از مراكب خود پائين آمده و كفشهاى خود را بدور افكندند و پاى برهنه به راه خود ادامه دادند . حضرت رضا عليه السلام هر ده قدم كه حركت مىكردند يك بار توقف مىكردند و سه مرتبه تكبير مىگفتند ، و ما چنان مىپنداشتيم كه زمين و آسمان و در و ديوار با وى هم آواز مىشوند ، و فرياد شيون و ناله از شهر مرو برآمد ، جريان امر به مأمون گذارش شد و او از اوضاع و احوال مطلع گرديد . فضل بن سهل ذو الرياستين به مأمون گفت : يا امير المؤمنين اگر على بن موسى الرضا با همين وضع و هيئت خود را به مصلى برساند مردم مفتون و شيفته او ميگردند ، صلاح در اين است كه از وى بخواهى تا از رفتن به مصلى خوددارى كند . مأمون فرستاد و از آن حضرت درخواست كرد به منزل برگردد ، امام رضا نيز لباسها و كفش خود را پوشيد و سوار شد و به اقامت‌گاه خود بازگشت . ( 2 ) 2 - ياسر خادم گويد : هنگامى كه مأمون از خراسان خارج شد و به طرف بغداد حركت كرد ، فضل بن سهل را نيز با خود برداشت ، و ما هم به اتفاق حضرت رضا عليه السلام همراه آنها بوديم . نامه از حسن بن سهل براى برادرش فضل بن سهل رسيد ، وى در نامه خود نوشته بود كه من حوادث سال جارى را از نظر علم نجوم مورد بررسى قرار دادم ، و دريافتم كه در يكى از ماه‌هاى سال جارى حرارت آهن و آتش شما را فرا خواهد گرفت . صلاح در اين است كه تو و امير المؤمنين و على بن موسى الرضا همين امروز وارد حمام شويد و حجامت كنيد و خون بدست خود بريزيد تا از نحوستى كه در انتظار تو هست نجات پيدا كنى .