( 1 ) فضل بن سهل اين موضوع را براى مأمون نوشت و از وى درخواست كرد كه اين جريان را از حضرت رضا عليه السلام نيز بپرسد ، و اطمينان حاصل كند ، مأمون قضيه را از آن حضرت پرسيد .
امام رضا عليه السلام براى مأمون نوشت : كه شما و فضل بن سهل فردا وارد حمام نشويد .
مأمون بار ديگر نامه را براى امام عليه السلام فرستاد ، و حضرت بار ديگر تاكيد كردند كه شما وارد حمام نشويد ، من شب گذشته جدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم فرمودند : فردا وارد حمام نگرديد و نظرم اينست كه شما و فضل هم از رفتن به حمام خوددارى كنيد .
مامون براى حضرت رضا عليه السلام نوشت : براستى سخن گفتى و جدت نيز درست فرموده است ، من فردا وارد حمام نخواهم شد ، و ليكن فضل بن سهل خود داناتر است .
ياسر گفت : هنگامى كه آفتاب غروب كرد و شب همه جا را فرا گرفت ، حضرت رضا فرمودند : بگوئيد به خداوند پناه ميبريم از شر و فسادى كه در اين شب نازل خواهد شد ، و ما نيز اين ذكر را ادامه داديم .
هنگام صبح پس از اينكه امام رضا نماز بامداد را خواندند . فرمودند :
پشت بام برويد به بينيد چه خبر است .
ياسر گويد : من پشت بام رفتم صداى شيونى شنيدم ، مدتى گوش فرا دادم مشاهده كردم مأمون از در مخصوصى كه منزل او را به منزل حضرت رضا ارتباط ميداد وارد شد و خود را به امام عليه السلام رسانيد ، و گفت : اى سيد من مرگ فضل بن سهل را به تو تسليت ميگويم .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٠٢