( 1 ) لشكريان بغداد با قهر و غلبه وارد بغداد شدند ، اطرافيان امين از پيرامون او پراكنده شدند ، و همه اشراف و بزرگان بغداد به مأمون ملحق شدند و امين با مادر و يارانش از دار الاماره بيرون شد و در شهرى كه منصور عباسى در نزديك بغداد ساخته بود مستقر گرديد .
سرانجام تمام غلامان و خواصش او را ترك گفته و خود با تنى چند در قصر منصور محصور شد ، و در آن جا نيز دست از هوسبازى برنميداشت .
طاهر بن حسين امر كرد مدينه منصور را محاصره كردند ، پس از مدتى كشمكش آنجا را از دست امين گرفتند .
طاهر دستور داد امين را تعقيب كنند ، كارگذاران وى امين را در زورقى زرين كه در ميان دجله بصيد ماهى مشغول بود دستگير نمودند و در اطاقى او را حبس كردند .
هنگام شب گروهى از لشكريان طاهر به اطاق او وارد شدند و او را با شمشير قطعه قطعه كردند ، و سرش را از تن جدا كرده نزد طاهر بردند .
طاهر فرمان داد سر امين را بالاى ديوار يكى از باغها نصب كردند و فرياد زدند اين سر امين است ، و جسد بىسر او را نيز در كوچه و بازار بر روى زمين ميكشيدند .
سپس طاهر سر امين را با ردا و مهر و چوبدستى خلافت را براى مأمون به خراسان فرستاد ، و مأمون امر كرد سر او را بالاى سر در دار الاماره نصب كردند ، تا بر همگان معلوم گردد كه وى كشته شده و لشكريانش در عراق پيروز گرديدهاند .
مأمون امر كرده بود كه مردم بيايند و آب دهان خود را بر سر بريده شده امين بريزند و او را لعنت كنند .
پس از قتل امين اوضاع و احوال كشور پهناور هارون در هم ريخت و
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٩٦