تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
جاثليق نصارى ، و رأس الجالوت و رؤساى صائبين و هربذ اكبر ، و اصحاب زردشت و قسطاس رومى و متكلمين را جمع كند ، تا وى سخنان آن‌ها را بشنود . ( 1 ) فضل بن سهل طبق فرمان مامون همه رؤسا را جمع كرد ، و سپس به مامون گفت آنها را در يك جا گرد آورده‌ام گفت همه آنها را در مجلس من حاضر كن ، او نيز همه را در نزد او حاضر كرد و مامون از وى خوشش آمد و او را تحسين و تكريم نمود . مامون گفت من شما را براى كار خيرى در اين جا جمع كرده‌ام ، و دوست دارم با پسر عموى من كه تازه از مدينه وارد شده گفتگو كنيد . اينك فردا همه شما در اين جا حاضر شويد ، و از مجلس من تخلف نكنيد . گفتند ما گوش بفرمان تو هستيم هر چه اراده كنى انجام ميدهيم ، و فردا صبح در اين جا گردهم خواهيم بود . حسن بن محمد نوفلى گفت ما در خدمت حضرت رضا عليه السلام بوديم كه ناگهان ياسر خادم وارد شد و گفت اى سيد من امير المؤمنين مامون تو را سلام مىرساند و ميفرمايد جانم فدايت باد ، اكنون اصحاب مقالات و اهل اديان و متكلمين در اين جا اجتماع كرده‌اند ، اگر ميل داريد صبح فردا در اين اجتماع شركت كنيد ، و اگر ميل داريد ما خدمت شما خواهيم رسيد . حضرت رضا عليه السلام فرمود : سلام مرا به او برسانيد و بگوئيد ما از نيت شما مطلع شديم و در وقت معينى در مجلس حاضر خواهيم شد ، پس از اينكه ياسر رفت حضرت رضا عليه السلام متوجه ما شد و فرمود : اى نوفلى تو عراقى هستى و عراقى ميانه‌رو هست ، شما در بارهء اين اجتماع چه نظرى دارى ؟ و پسر عمت چه