در شب و روز از وى مخفى نيست .
( 1 ) گفت : پس چرا با چشم ظاهر نميتوان خداوند را مشاهده كرد ؟ .
فرمود : براى اينكه ميان او و مخلوقاتش فرق باشد ، چون مخلوقات او با چشم ظاهر قابل رؤيت ميباشند ، علاوه بر اينكه وى بزرگتر از اين است كه با عقل و وهم قابل درك باشد .
گفت : خداوند را براى من تعريف كنيد ، فرمود : خداوند قابل تعريف نيست .
گفت : چرا ؟ .
فرمود : براى اينكه هر محدودى به حدى منتهى مىشود ، و هر گاه احتمال تحديد رفت ، احتمال زيادت هم ميرود ، و در صورت احتمال زيادت احتمال نقصان هم ميرود ، در صورتى كه خداوند نه محدود به زمان و مكان است ، و نه داراى دست و پا و اعضاء و جوارح است و نه نقصان و تجزى در آن راه دارد ، و نه به او هم و گمان مىشود او را دريافت و تصور كرد .
آن مرد ملحد گفت : شما ميگوئيد : خداوند لطيف ، سميع ، بصير ، عليم و حكيم است ، آيا مىشود بدون گوش و چشم چيزى را ديد ؟ ! و لطيف نيز به كسى ميگويند كه با دست خود چيزى ساخته باشد و حكيم را نيز با صنعتش ميشناسند .
امام رضا عليه السلام فرمود خداوند را از اين جهت لطيف ميگويند كه مخلوقات لطيفى را آفريده ، و در حيوانات جان را با جسم مركب كرده و هر جنسى از مخلوقات خود را به صورتهاى گوناگون خلق كرده كه يكى با ديگرى فرق دارد .
خداوند را از اين جهت لطيف گفتند كه با علم و بصيرت اين صورتها را
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 595
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٥٩٥