( 1 ) هنگامى كه آن گروه مخالف جلوس كرده بودند ، امام رضا عليه السلام وارد مجلس شد ، و طبق عادت به طرف جايگاه خود رفت .
آن جماعت بدون اختيار بر آن حضرت سلام كردند و بار ديگر پردهها را بالا زدند تا امام وارد مجلس شود .
بعد از اينكه حضرت در جاى خود قرار گرفت ، آن جماعت همديگر را ملامت كردند و گفتند : در مرتبه بعد كه خواهد آمد از جاى خود حركت نخواهيم كرد و پردهها را بالا نخواهيم زد .
روز بعد كه امام رضا عليه السلام وارد شد برخاستند و سلام كردند و ليكن پردهها را بالا نزدند ، در اين هنگام خداوند باد را فرستاد و پرده بالا رفت .
پس از اينكه حضرت رضا عليه السلام داخل شد باد فرو نشست ، و پس از اينكه از مجلس برخاست بار ديگر باد آمد و پردهها را بالا زد و امام عليه السلام از مجلس بيرون شد .
پس از اينكه امام رضا عليه السلام از مجلس بيرون شد آنان به هم نگاه كردند و گفتند : اين وضع را مشاهده كرديد ، گفتند : آرى .
يكى از آنها گفت : اين مرد در نزد خداوند قرب و منزلتى دارد ، آيا نديديد هنگامى كه وارد شد و شما پردهها را بالا نزديد چگونه باد پردهها را بالا زد ، و باد را مسخر او كرده همانطور كه براى حضرت سليمان مسخر كرده بود ، اينك تا ميتوانيد به او خدمت كنيد ، آن جماعت به آن حضرت اعتقاد پيدا كردند و دست از نفاق برداشتند .
( 2 ) 162 - سليمان جعفرى گويد : حضرت رضا عليه السلام فرمود : براى من كنيزى خريدارى كن ، و صفاتى را كه بايد اين كنيز دارا باشد براى من ذكر كرد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 402
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٤٠٢