رسيده است ، و حضرت رضا با او احتجاج كردند .
( 1 ) وى در پاسخ نوشت اگر پدرت نمرده است كه تو حقى به اين اموال ندارى ، و اگر چنانچه مرده باشد او به من نگفته است تا اموال را به تو بدهم ، من اينك كنيزان را آزاد كردم و آنها هم شوهر كردهاند .
( 2 ) 104 - ابو عاصم گويد : حضرت رضا عليه السلام فرمود : موسى بن جعفر عليهما السلام روزى در نزد پدرش سخن مىگفت و بسيار نيكو سخن گفت ، پدرش فرمود : سپاس خداوندى را كه تو را جانشين پدران و موجب خوشحالى فرزندان قرار داد .
( 3 ) 105 - حسن بن جهم گويد : در خدمت حضرت رضا عليه السلام از پدرش سخن بميان آمد ، فرمود : هيچ عقلى به عقل او نميرسيد ، وى گاهى با سياهان مشورت ميكرد ، اعتراض ميكردند چرا با سياهان مشورت ميكنيد ؟ .
فرمود : خداوند متعال گاهى سخن حقى بر زبان آنها جارى مىكند .
حضرت رضا فرمود : گاهى سياهان در امر زراعت و باغدارى پيشنهادى مىكردند و موسى بن جعفر پيشنهاد آنها را عمل ميكرد .
( 4 ) دلالات و خوارق عادات حضرت رضا عليه السلام
( 5 ) 106 - محمد بن عبد الله گويد : در خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم ، تشنگى مرا فرا گرفت ، من دوست نداشتم در مجلس آن حضرت آب طلب كنم .
در اين هنگام امام عليه السلام آب خواست و مقدارى از آن را نوشيد و بقيه را به من مرحمت كرد و فرمود : اى محمد بخور كه آب سردى است ، من آب را گرفته و خوردم .