تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ابى طالب را از خويشاوندانت بيشتر دوست دارى ، ( 1 ) در صورتى كه اكنون خلافت در اختيار تو مىباشد و بايد به فرزندان عباس بيشتر رسيدگى كنى . مامون گفت : من از روى مطالعه و انصاف اين كار را كرده‌ام . هنگامى كه ابو بكر به خلافت رسيد يك نفر از بنى هاشم را حكومت نداد ، پس از آن عمر و عثمان وارد عمل شدند و آنها نيز به بنى هاشم توجهى نكردند ، على بن ابى طالب چون به خلافت رسيدند عبد اللَّه بن عباس را حكومت بصره ، و عبيد اللَّه بن عباس را حاكم يمن ، و معبد را حاكم مكه و قثم را در بحرين امارت دادند . وى همه فرزندان عباس را حكومت داد ، و او را بر گردن ما حقى بود ، من با نصب فرزندان او در شهرها خواستم نيكىهاى او را جبران كنم . ( 2 ) ابن جوزى گويد : صولى گفته : هنگامى كه مامون با على بن موسى بيعت كرد او را در كنار خود نشانيد ، عباس خطيب به پا خواست و پس از خطابه گفت :
لا بدّ للناس من شمس و من قمر * فانت شمس و هذا ذلك القمر
علماء سير گويند : هنگامى كه مامون نظر خود را در باره ولايت عهدى انجام داد ، بنى عباس با او دشمنى آغاز كردند و از خلافت خلعش نمودند ، و ابراهيم بن مهدى را بعنوان خلافت به جاى او نشاندند ، طرفداران خاندان عباس از مامون روگردان شدند . على بن موسى الرضا به مامون گفت : غش و مكر و فريب كارى براى مؤمن جايز نيست ، و بايد تو را از اوضاع و احوال مطلع ساخت ، حقيقت اين است كه عموم مردم از ولايت عهدى من ناراضى هستند و خواص و يارانت از فضل بن سهل