( 1 ) تصميم گرفتم كه از گناهان خود توبه كنم و در خانه خدا بروم ، و از پروردگار در مشكلات يارى بجويم ، و به او پناه ببرم ، دستور دادم يكى از اتاقها را پاك كردند پس از اينكه غسل كرده دو جامه سفيد را پوشيدم ، و چهار ركعت نماز گزاردم و آياتى از قرآن مجيد را قرائت كردم . و به خداوند پناه بردم . سپس با خود عهد بستم و با نيتى پاك با خداوند پيمان نهادم كه اگر بر برادرم پيروز گردم و خلافت بدست من برسد ، او را در محل خود قرار دهم .
اينك خداوند مرا پيروز كرد و خلافت در اختيار من گذاشته شد ، من هم به عهد و پيمان خود عمل كرده و خلافت را در جاى خود گذاشته و به صاحبش برگرداندهام .
بعد از اين پيمان دلم قوى شد و طاهر را به طرف على بن عيسى بن ماهان فرستادم و كار او همانطور كه معلوم است انجام گرفت ، و هرثمة بن اعين را بسوى رافع فرستادم به روى پيروز شد و رافع را كشت ، و صاحب تخت را با دادن مال از خود راضى كردم .
از آن روز هم چنان كارم بالا گرفت و نيرومند شدم ، برادرم از بين رفت و خلافت در اختيار من قرار گرفت ، و چون خداوند به عهد خود وفا كرد من هم تصميم گرفتم به عهد و پيمان خود وفا كنم ، من امروز كسى را شايستهتر و سزاوارتر از ابو الحسن على بن موسى الرضا براى خلافت نميبينم ، و اينك خلافت را به او واگذار كردم ، و او قبول نكرد همانطور كه تو ميدانى ، اين است سبب و علت انتخاب او .
گويد : گفتم : خداوند امير المؤمنين را توفيق دهد .
مامون گفت : اى ريان فردا هنگامى كه مردم اجتماع كردند ، در ميان فرماندهان و رجال كشور بنشين و از فضائل و مناقب امير المؤمنين علي بن ابى طالب عليه السلام
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١١٧