( 1 ) در اين هنگام فرياد ناله و شيون از شهر مرو بلند شد و زنان و مردان گريه ميكردند حضرت رضا دعاى مذكور را سه بار قرائت كردند .
چون چشم رجال لشكرى و كشورى به امام رضا افتاد از مراكب خود پياده شده و كفشهاى خود را بدور انداختند و با پاى برهنه به حركت خود ادامه دادند .
مردمان مرو هنگام ديدن اين جريان بگريه افتادند ، حضرت رضا ( ع ) به سير خود به طرف مصلى ادامه دادند ، و در هر ده قدم يك بار توقف ميكردند و چهار مرتبه تكبير ميگفتند و چنان مينمود كه در و ديوار با آن حضرت همزبان هستند .
مأمون از اوضاع و احوال مطلع شد و دانست كه حضرت رضا در چه موقعيت بزرگ قرار گرفته است .
فضل بن سهل گفت : يا امير المؤمنين اگر على بن موسى با اين هيئت به مصلي برسد ، مردم مفتون او ميشوند ، صلاح شما در اين است كه از وى درخواست كنى تا بازگردد .
مأمون فرستاد و حضرت رضا را از بين راه برگرداندند و امام رضا ( ع ) كفش و لباس خود را پوشيدند و مراجعت كردند .
( 2 ) 15 - ريان بن الصلت گويد : اكثر مردم و رجال لشكر مأمون عقيده داشتند كه فضل بن سهل مأمون را وادار كرد تا حضرت رضا ( ع ) را بعنوان وليعهدى انتخاب كند .
مأمون از اين شايعه مطلع شد و مرا در نيمه شبى احضار كرد هنگامى كه نزد او حاضر شدم گفت : اى ريان شنيدهام كه مردم ميگويند : بيعت على بن موسى از نقشههاى فضل بن سهل بوده است ، گفتم : مردم چنين ميگويند .
مأمون گفت : چه ميگويى اى ريان ، آيا كسى جرأت و جسارت اين را دارد
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١١٥