بيعت كردند .
( 1 ) گروهى از رجال حكومت در اين مورد با مامون مخالفت كردند ، و مأمون با دادن اموال زياد آنها را راضى كرد و فقط سه نفر از فرماندهان لشكر از مخالفت خود دست برنداشتند ، و آنان عبارت بودند از :
عيسى جلودى ، و على بن ابى عمران . و ابو يونس . اين سه نفر با حضرت رضا عليه السلام بيعت نكردند - و مأمون آنها را حبس كرد .
هنگامى كه بيعت امام رضا عليه السلام پايان پذيرفت ، مأمون اين موضوع را به همه شهرها و ولايات اطلاع داد ، و نام آن جناب را در درهم و دينار سكه زد ، و در منابر بنام او خطبه خواندند ، و مأمون اموال زيادى را بين مردم انفاق كرد .
در يكى از اعياد مامون دنبال حضرت رضا عليه السلام فرستاد و از آن حضرت درخواست كرد سوار شود و به مصلى برود و براى مردم نماز عيد بخواند تا دلهاى مردم از موضوع ولايتعهدى آن جناب اطمينان حاصل كند و فضل و كمال و علم و دانش او بر همگان مسلم شود .
امام رضا عليه السلام در جواب مأمون فرمود من با تو پيمان بستم كه در هيچ امرى از امور شركت نكنم .
مامون گفت : مقصودم از اين پيشنهاد اين است ، كه دل مردم و لشكريان و سربازان مخصوصم مطمئن شود و آنها مقام و موقعيت تو را درك كنند ، و فضيلتى را كه خداوند به تو عطاء كرده است بشناسند .
مأمون همواره سخن خود را تكرار ميكرد و در قبول پيشنهادش اصرار ميورزيد .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : اگر از اين موضوع در نگذرى نماز
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١١٣