مسئوليت خالى كنى و پيشنهاد مرا نپذيري ، ( 1 ) تا مردم بگويند على بن موسى زاهد است و طالب دنيا و مقام آن نيست ؟ ! .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : به خداوند سوگند از هنگامى كه خداوند مرا آفريده است دروغ نگفتهام ، و من براى رسيدن به دنيا در دنيا زهد نورزيدهام ، و من ميدانم تو از اين پيشنهاد چه نظرى دارى .
مأمون گفت : چه نظرى دارم ، حضرت فرمود : آيا امان دارم حقيقت را بگويم و نيتت را فاش كنم ، مامون گفت : هر چه ميخواهى بگو من تو را امان دادم .
امام رضا عليه السلام فرمود : مقصودت اين است كه مردم بگويند على بن موسى در دنيا به حقيقت زهدى نداشته بلكه چون دنيا از وى رو گردان بوده او هم خود را زاهد نشان ميداده است ، و اينك مشاهده ميكنيد چگونه ولايت عهدى را پذيرفته و ميخواهد راه وصول به خلافت را براى خود هموار سازد .
مأمون در خشم شد و گفت تو با اين سخنان مرا همواره ناراحت ميكنى ، و اگر پيشنهاد مرا نپذيرى گردنت را خواهم زد .
حضرت رضا ( ع ) فرمود : خداوند مرا نهى كرده تا خود را در مهلكه و خطر اندازم ، و اگر چنين است هر كارى ميخواهى انجام بده ، و من اين پيشنهاد را قبول ميكنم مشروط بر اينكه در عزل و نصب امراء و حكام دخالتى نداشته باشم و قانونى را نقض نكرده و سنتى را از بين نبرم و همواره بعنوان مشاور باشم .
مأمون راضى شد و آن حضرت را بعنوان ولايتعهدى برگزيد در صورتى كه امام از اين جريان كراهت داشت .
( 2 ) 4 - محمد بن عرفه گويد : به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم : يا ابن رسول اللَّه چه چيز تو را واداشت كه ولايتعهدى مأمون را قبول كنى . فرمود : چه چيز جدم را
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٠٥