اثبات حسن و قبح عقلى
اماميه و معتزلهء پيرو ايشان بر آنند كه برخى از اعمال مانند راستگويى سودمند و دروغ زيانبار ، به ضرورت عقل ، حسن و قبحى آشكار دارند .
هيچ خردمندى در اين مطلب ترديد نمىكند و جزم او به اين حكم ، كمتر از يقينش به بديهيات نيست .
پارهاى ديگر از اعمال ، چون راستگويى زيانبار و دروغ سودمند ، حسن و قبحى اكتسابى و آموختى دارند « 1 » كه گاه عقل از دريافت آنها ناتوان است و شرع بيانگر ايشان است . عبادتها اين گونهاند .
اشاعره مىپندارند حسن و قبح شرعى است و عقل به هيچ يك حكمى نمىدهد و داورى آنها بر عهده شرع است ؛ هر چه را شريعت خوب بداند پسنديده است و آنچه را ناخوب ، ناپسند . « 2 »
استدلالهاى عقلى
رأى اشعريان به چند دليل باطل است :
الف ) آنها حسن و قبحى را كه هر عاقلى درك مىكند ( مانند راستگويى سودمند و دروغ
هامش
( 1 ) . حسن و قبح ، عقلى هستند و با تغيير عنوان نمىتوان چيزى را كه در ذات خود حسن يا قبيح است به حسن يا قبيح ثانوى دگرگون ساخت . ( محشى ) حسن و قبح عقلى از مطالب بسيار گسترده و پيچيده است و در اين مقام مجالى براى بيان آن نيست تنها به ذكر اين نكته بسنده مىكنيم كه مراد از حسن و قبح عقلى يا شرعى افعال ، اين است كه آيا پسنديده يا ناپسند بودن اعمال ( مانند جوانمردى و پستى و ايثار و دزدى ) وابسته به معرفى شرع است يعنى اين اعمال در ذات خود و با قطع نظر از شرع ، هيچ صفتى ندارند يا بدون حكم شرع نيز واجد صفات خوبى و بدى هستند . براى تفصيل بيشتر بايد به كتابهاى معتبر مراجعه كرد . به عنوان نمونه ، به اصول مظفر ، جلد اول ، بخش مستقلات عقليه . ( م )
( 2 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 101 ، شرح تجريد ، قوشچى ، ص 375 .