و ) اگر حسن و قبح شرعى باشد زيبنده است كه خداوند به كفر ، تكذيب پيامبران ، بزرگداشت بتان ، زنا ، دزدى و نهى از عبادت و راستى امر دهد ، زيرا اين امور در ذات خود ، زشت نيستند و اگر خداوند به انجام آنها فرمان دهد پسنديده خواهند شد .
از آن رو كه تفاوتى ميان آنها و امر به فرمانبردارى و طاعت نيست . مثلا سپاسگزارى از بخشنده نعمت و باز گرداندن امانت و راستى در نهاد خود پسنديده نيستند و اگر خداوند از آنها نهى كند ناپسند مىشوند ، اما چون پروردگار چون بدون حكمت و غرض به انجام آنها حكم كرده ، نيكو شدهاند و بر اين قياس در باب نواهى .
هر كس به حكم خرد خويش پيروى از صاحبان چنين انديشهاى را بپذيرد ، نادانترين ابلهان است زيرا مىداند اعتقاد رهبرش چيست ؛ اما اگر نمىداند و پس از آگاهى به تقليد از او ادامه مىدهد احمقى چون نخستين است . از اين رو آشكار ساختن اعتقادات اشاعره بر ما واجب شد تا با روشنگرى مانع از فريفته شدن ديگران شويم و از همگانى شدن بلا پيشگيرى كنيم .
ز ) اگر حسن و قبح شرعى باشد واجبات به آمدن ( فرمان ) شريعت وابسته است و در اين فرض پيامبران ناتوان و بىدليل خواهند بود . وجه ملازمه اين است كه پيامبر پس از دعوى رسالت و آوردن معجزه با اين اشكال روبرو خواهد شد كه بايد در معجزه تو نگرش و تأمل كنيم تا راستگوييت بر ما آشكار شود ولى چون اكنون نظر بر ما واجب نيست چنين نگرشى نخواهيم كرد . ( پس دورى پديد مىآيد كه حكم به راستگو بودن پيامبر پس از نگرش و نظر در معجزه او آشكار مىشود و چون نگرش وابسته به فرمان شرع است نه عقل ، وجوب نظر پس از علم به راستگو بودن پيامبر تحقق مىيابد . ) اگر پيامبر با اين پرسش رويارو شود پاسخى نخواهد داشت .
ح ) اگر حسن و قبح شرعى باشند ، معرفت واجب نيست ، زيرا معرفت ايجاب وابسته به شناخت كسى است كه ايجاب كرده است ( موجب ) و شناخت موجب در گرو معرفت ايجاب است و دور پديد مىآيد .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: العلامة الحلي
ص٩٩