ط ) هر كس به ضرورت ، تفاوت ميان شخصى را كه پيوسته به او نيكى مىكند و آن را كه همواره بدى مىكند ، در مىيابد . نيز مىداند كه ستايش از نخستين و نكوهش دومين پسنديده است و خلاف آن ناپسند ، ترديد در اين امر ، سركشى از حكم بديهى عقل است .
خداوند فعل قبيح انجام نمىدهد
اماميه و معتزليان موافق ايشان برآنند كه خداوند فعل قبيح بجاى نمىآورد و به واجب اخلال نمىكند بلكه تمام اعمال او حكمت و صواب است و زشتى و ستم در آنها نيست . دليل ايشان اين است كه خداوند از قبيح بىنياز و به زشتى آن عالم است همچنين او به نياز نداشتن خود نيز آگاه مىباشد و هر موجودى با اين صفات همراه باشد فعل قبيح نخواهد كرد و اين امر بديهى است .
هر كس با وجود صفات سهگانه مرتكب فعل قبيح شود ، سزاوار سرزنش و مذمت است .
دليل ديگر اينكه خداوند تواناست و توانا تنها با انگيزه به عمل مىپردازد . انگيزه يا نياز است يا نادانى و يا حكمت . نيازمندى مىتواند كسى را كه به زشتى عمل آگاه است به انجام آن وادار كند . نادانى نيز ممكن است شخصى را كه توانايى انجام زشتى را دارد به آن وادارد ؛ زيرا از زشتى عمل بىخبر است . حكمت ، فاعل را وامىدارد كه به انگيزه حسن فعل آن را انجام دهد ولى فرض مسأله اين است كه فعل قبيح مىباشد . چون هيچ يك از احتمالات در باره خداوند صحيح نيست ، او فعل قبيح ، انجام نمىدهد .
اشاعره ، جملگى ، بر آنند كه خداوند همه قبايح را بجا مىآورد و به آنها رضايت و محبت دارد . « 1 » انديشه ايشان مستلزم محالاتى است :
هامش
( 1 ) . شرح عقايد و حاشيه كستلى بر آن ص 109 و 113 ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 94 و 96 و 101 ، الفصل ابن حزم ، ج 3 ، ص 66 و 69 ، شرح تجريد قوشچى ، ص 373 .