تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

امر و نهى مستلزم اراده و كراهت است

هر عاقلى كه چيزى را به نحو قطعى طلب مىكند ، به ديگرى فرمان مىدهد و اگر چيزى را ناپسند انگارد ، از آن باز مىدارد . پس امر و نهى دليل خواستن ( اراده ) يا نخواستن ( كراهت ) است . اشاعره در اين مطلب از خرد رو گردانيده‌اند و گفته‌اند خداوند پيوسته به چيزى كه نمىخواهد فرمان مىدهد ، حتّى به امرى كه نزد او ناپسند است امر مىكند و از آنچه زشت نمىداند ، باز مىدارد حتّى از چيزى كه مراد و مورد خواست اوست ، نهى مىكند . « 1 » هر خردمندى كسى را كه اين گونه عمل كند ابله و نادان مىداند - دور باد اين نسبت از خداوند بزرگ -

كلام خداوند بزرگ حقيقت است

اين حكم كه سخن خدا راست است و دروغ بر او روا نيست ، تنها با قواعد اهل عدل ( معتزله و شيعه ) كه انجام زشتيها را به سبب حكمت بر خداوند محال مىدانند ، سازگار است و با نظام اشعرى به دو دليل همراهى ندارد : نخست اين كه ايشان همه زشتيها را به خداوند نسبت مىدهند و برآنند كه زشتيها و خوبيها به دست او انجام مىگيرد و جز خدا مؤثرى در وجود نيست . كسى كه انواع شرك ، ستم و گناهان بشرى را مرتكب مىشود چگونه دروغ گفتن برايش محال است و چگونه مىتوان راستگويى او را اثبات كرد ؟
هامش
اما استدلال به آيه « فرمان ما به هر چيزى كه اراده‌اش را بكنيم . . . » بدين گونه است كه چون لفظ « موجود باش ( صيغه امر ، كن ) » واسطه ايجاد موجودات حادث است ، پس خود لفظ نيز توأم با موجود حادث خواهد بود و بايد آن را حادث بدانيم و لفظ « موجود باش » كلام خداست ، بر اين اساس كلام خدا حادث خواهد بود . ( م ) ( 1 ) . همان گونه كه فضل . بيان داشته است . نيز بنگريد به شرح عقايد تفتازانى ص 87 و الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 .