16 - اگر طعامى را كه واجب است ، به شصت مسكين خوراند ، تكليف خود را به جا آورده است .
شافعى اطعام را كافى نمىداند و بر آن است كه بايد خوراك را به ملكيت ايشان درآورد « 1 » ولى خداوند فرموده است : « اطعام شصت مسكين » 17 - نان ، براى غذا دادن ، بسنده است . شافعى گندم را واجب مىداند « 2 » . در آيه تنها خوراك دادن به مسكينان آمده و با نان نيز مىتوان چنين كرد .
18 - اگر پنج مسكين را طعام دهد و پنج تن را بپوشاند ، تكليف را ادا نكرده است .
مالك معتقد به رفع تكليف است و ابو حنيفه مىگويد : اگر پنج تن را طعام دهد و پنج مسكين را با جامههايى به قيمت غذاى پنج نفر ، بپوشاند ، كافى نيست ولى اگر پنج مسكين را بپوشاند و پنج مسكين ديگر را با غذاهايى به قيمت پوشاندن پنج نفر ، طعام دهد ، وظيفه خود را انجام داده است . « 3 »
هر دو فقيه سنى به خطا رفتهاند زيرا خداوند فرمود : « كفارهء آن اطعام ده مسكين است از غذاى متوسطى كه به خانوادهء خويش مىخورانيد يا پوشيدن آنها يا آزاد كردن يك بنده » « 4 » در اين آيه مكلف تنها ميان دو چيز ، مخير شده است نه چيز ديگر .
19 - اگر زن از لعان خوددارى كند حد بر او جارى مىشود .
ابو حنيفه فتوى داده كه او در بند مىافتد تا لعان كند . « 5 » حكم خدا برغم پندار ابو حنيفه است : « و اگر زن چهار بار به خدا سوگند خورد كه آن مرد دروغ مىگويد ، عذاب از او برداشته مىشود . » « 6 » آيه دلالت مىكند كه زن مىتواند با لعان از عذاب برهد و عذاب ،
هامش
( 1 ) . الهدايه ، ج 2 ، ص 17 و تفسير كبير ، ج 12 ، ص 75 .
( 2 ) . الام ، ج 7 ، ص 64 و مختصر المزنى .
( 3 ) . احكام القرآن ، ج 2 ، ص 459 و المحلى نوشته ابن حزم .
( 4 ) . مائده : 89 .
( 5 ) . الهدايه ، ج 2 ، ص 18 ، تفسير خازن ، ج 3 ، ص 338 و بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 99 .
( 6 ) . نور : 8 .