تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
( به رأى ابو حنيفه ) كه به سبب لعن مرد متوجه او شده بود ، ( به شهادت و لعان زن ) از او بر طرف مىگردد . 22 - در الحاق فرزند ، هم قدرت مرد بر آميزش شرط است و هم امكان آن و تنها قدرت كافى نيست ولى ابو حنيفه آن را كافى مىداند . شافعى سه مسأله از او نقل كرده است : الف ) اگر مردى زنى را در حضور قاضى عقد كند و در همان مجلس سه طلاق گويد و قاضى به طلاق حكم نكند و آن زن پس از 6 ماه فرزندى آورد ، در حالى كه مىدانيم پس از عقد ، ميان آنها آميزشى نبوده است ، فرزند به مرد ملحق مىشود و نمىتواند او را با لعان از خود نفى كند . ب ) اگر مردى از شرق جهان با زنى از غرب عالم ازدواج كند و زن پس از شش ماه فرزندى آورد نوزاد از آن مرد است ، گرچه بدانيم كه امكان آميزش مرد با آن زن وجود نداشته است ، بلكه اگر آن مرد و زن را در دو خانه حبس كنند و پنجاه سال از هم جدا باشند ، سپس مرد به شهر همسرش سفر كند و گروهى را ببيند كه از فرزندان و نسل آن زن هستند ، آن اشخاص جملگى ، ملحق به مرد خواهند بود ! « 1 » ج ) اگر مردى با زنى پيمان ازدواج بندد سپس ناپديد گردد و كسى از او خبر نيابد ، به همسرش از مرگ او آگهى دهند ، زن عده وفات بدارد و عده به پايان آيد ، با ديگرى همسرى كند و از او فرزندان يابد ، شوهر دوم غايب گردد و اولى باز آيد ، همه فرزندان از اوست و شوهر دوم را هيچ نصيبى نيست ! بيش از اين مىتوان با بديهيات مخالفت كرد ؟ 23 - نگاهداشت عده منحصر به مؤمن نيست ، زن كافر نيز بايد در مرگ شوى كافر خويش عده بدارد .
هامش
( 1 ) . فضل مىگويد : دليل اين فتواها آن است كه ابو حنيفه تنها قدرت بر آميزش را كافى مىداند و شرع را ناظر به امكان عمل ، نمىداند . همانند اين مسائل را مىتوان در الهدايه ، ج 2 ، ص 26 ، ج 3 ، ص 129 و 139 ديگر كتب حنفيان يافت .