22 - شيعه اثنى عشرى ، تشهد آخر ، صلوات بر پيامبر و نشستن ، در حال آرامش ، به اندازه تشهد را واجب مىدانند . مالك نه تشهد را واجب مىداند و نه نشستن براى تشهد را و ابو حنيفه نشستن به اندازه تشهد را واجب مىداند اما تشهد را واجب نمىپندارد . « 1 »
ابن مسعود مىگويد : « پيامبر دستم را گرفت و تشهدم آموخت و فرمود : چون اين گونه گفتى و كردى ، نماز را به جا آوردهاى . » « 2 »
23 - خروج از نماز و به پايان بردن آن بايد با صلوات بر پيامبر و سلام باشد نه به طريقى ديگر . ابو حنيفه مىپندارد كه خروج از نماز به سلام ، كلام يا باد است ! « 3 » چه زشت آئينى است كه پايان نماز را چنين مىانگارد . اما نمازى كه ابو حنيفه ساخته است ، بايد چنان پايانى داشته باشد . نمازى در خانه غصبى ، « 4 » در پوست سگ ، با پارهاى گوشت سگ در دست - كه حنفيان سگ را به ذبح شرعى پاك مىدانند « 5 » - با وضويى به شراب خرماى غصبى « 6 » ، با شستن پاها و صورت - كه باژگونه فرمان قرآن است « 7 » - با پليدى بر نمازگزار ، به تكبير و قرائت پارسى ، به گفتن « دو برگ سبز « 8 » - به جاى حمد و توحيد ، سر بر افكندنى شتابان و بىذكر « 9 » و سجده كردنى از آن شتابندهتر ، نه ذكرى و نه آرامشى ، و در ركعت دوم كه چون ركعت اول رسواست ،
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 235 ، 236 ، 266 و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 106 .
( 2 ) . بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 107 ، التاج الجامع للاصول ، ج 1 ، ص 196 و الموطأ ، ج 1 ، ص 113 .
( 3 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 237 ، 271 و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 91 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 26 .
( 6 ) . بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 25 و الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 52 ، 53 .
( 7 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 63 و احكام القرآن جصاص ، ج 2 ، ص 260 .
( 8 ) . التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 309 و الهدايه ، ج 1 ، ص 30 .
( 9 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 231 ، 260 و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 102 .