افكند كه به واسطهء آن با هم انس مىگيرند و ددان تولههاى خود را پاس مىدارند . نود و نه رحمت باقيمانده ذخيرهاى است كه پروردگار به وسيله آن در قيامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مىدهد . « 1 »
به روايت ديگرى از پيامبر در همان كتاب ، خداوند در قيامت مىفرمايد : « اى فرزند آدم ، من بيمار شدم و تو به عيادتم نيامدى . انسان پاسخ مىدهد : خدايا چگونه تو را عيادت مىكردم كه خداى جهانى ؟ پروردگار مىفرمايد : آيا ندانستى فلان مريض است و از او عيادت نكردى ؟ آگاه نبودى كه چون از او عيادت كنى مرا نزد او مىيابى ؟
- اى فرزند آدم از تو خوراك خواستم و مرا سير نكردى .
- چگونه تو را سير مىكردم كه خداى جهانى ؟
- فلان بندهام طعام خواست و نبخشيدى . ندانستى اگر او را سير كنى مرا نزدش خواهى يافت ؟
- اى فرزند آدم از تو آب خواستم و سيرابم نكردى .
- چگونه سيرابت مىكردم كه تو خداى جهانى ؟
- فلان بندهام از تو آب خواست و پاسخ نگفتى ، ندانستى كه اگر به او آب دهى مرا نزدش خواهى يافت ؟ » « 2 » در همان مأخذ از ابن مسعود نقل شده است : « از پيامبر شنيدم كه مىفرمود : هر گاه مردى در بيابان مرگبارى فرود آيد و مركب و زاد راه خويش را گم كند و در پى آنها بگردد تا گرما و تشنگى برو بىنهايت چيره گردد ، به خود گويد ، به مكان خويش باز گردم و در انتظار مرگ باشم ؛ سر بر دست نهد و مرگ را چشم دارد پس ديده بگشايد و ناگاه مركب و زاد خود را بيابد ، چه اندازه شادمان خواهد شد ؟ ! خداوند از تو به بندهء مؤمن خويش
هامش
( 1 ) . البخارى ، كتاب الادب ، ج 8 ، ص 9 و التاج الجامع للاصول ، ج 5 ، ص 156 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 181 .